وکیلانه » قلاده‌های طلا
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها قلاده‌های طلا

خون مخالفانِ “گشت‌ارشاد” از خونِ مخالفانِ “قلاده‌های طلا” سرخ‌تر نیست!!

فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۱ دسته انقلاب اسلامی, درون گفتمانی, زیربنایی, سینما نوشتنی‌ها, طلبه نوشتنی ها | ۸۸ دیدگاه »

چند روز پیش داشتم با خودم فکر می‌کردم آستانه‌ی تحملِ برخی اشکالاتِ جمهوری اسلامی تا کجاست؟ یعنی منِ معتقد به این نظام یکسری ایراداتِ واضح آنرا تا کجا و تا کی قرار است تحمل کنم؟ تا کی قرار است در برابر این مشکلاتی که کوچک‌ترین روزنه‌‌ی اهتمامی برای حل آنها دیده نمی‌شود، دست زیرچانه فقط نگاه کنم؟

به طور مثال تا کی قرار است منِ معتقد به این نظام افتضاحاتِ وضعیت فیلترینگ را ببینم و نهایتاً در انتقاد به آن یک مطلبکی بنویسم؟
آیا امسال هم در اواخر بهار و اوائل تابستان باید نظاره‌گر حماقتی به اسم طرح گشت ارشاد (+) باشیم و فقط در برابر آن سری تکان بدهیم و نهایتاً بیاییم خانه پشت لپ‌تاب و باز هم یک مطلب تکراری در نقد آن بنویسیم؟ که چه بشود؟ تا حالا که نوشتیم و نوشتند چه اتفاقی افتاده؟

تا چه زمانی قرار است بنشینیم و ببینیم یه عده‌ "خود خدا پندار"؛ قانونِ حکومت اسلامی را به لجن بکشند و خودسرانه بروند آنقدر فشار بیاورند تا علی‌رغم قانون یک فیلم از روی پرده‌های سینما پایین کشیده شود؟ مگر وقتی که رفتند درب خانه‌ی آن بنده‌ی خدا را خطی خطی کردند کسی به آنها گفت خرتان به چند من است عزیزانم؟!

تا چه زمانی قرار است سایت‌های خبری هر جور دلشان می‌خواهد علیه‌ مخالفان جمهوری اسلامی علی‌الخصوص زنانِ مخالف مطلب بنویسند؟ (+)
به طور کلی تا کی قرار است هرکس صرفاً برای دفاع از جمهوری اسلامی آزاد باشد از هر روشی استفاده کند و کسی هم کاری به کارش نداشته باشد که خوب این دارد از جمهوری اسلامی دفاع می‌کند؟

واقعیت این است که من یک انسانم. یک مسلمانِ شیعه‌ی معتقد به نظام جمهوری اسلامی که علت‌های فراوانی برای افتخار به این اعتقاداتم دارم. همیشه هم سرم را بالا می‌گیرم که به این گزاره‌ها معتقدم و به هزارویک دلیل می‌توانم برحق بودن اعتقاداتم را که بر آنها می‌بالم را اثبات کنم اما ایراداتی که برخی از آنها را در بالا ذکر کردم باعث می‌شود بارها و بارها جلوی مخالفان اعتقاداتم تحقیر شوم!! بله به تمام معنای کلمه تحقیر می‌شوم که این است نظامی که از آن دفاع می‌کنی؟

نظامی که تهِ تهِ تلاشش برای احیاء فرهنگِ حجاب می‌شود یک عدد "ون" و چند نیروی نظامیِ مسلحِ بداخلاق؟

نظامی که در ۱۲ سال آموزش مستقیم؛ کوچک‌ترین داده‌ایی برای جذب به حجاب اسلامی به دختران نمی‌دهد و همین دختری را که اگر هم بخواهد محجبه باشد باید تمام شهر را زیر و رو کند تا شاید لباس مناسبی بیابد را با برخورد سلبیِ وحشتناک تا آخر عمر از حجاب زده می‌کند؟

نظامی که به راحتی و بدون کوچک‌ترین دغدغه‌ی پاسخ‌گویی می‌زند تمام تلاش سال‌های سالِ یک وبلاگ‌نویس را به باد فنا می‌دهد؟ مگر نه این همان نظام است که استاد مطهری به جوانانش هشدار جدی داد نکند خیال کنید راه دفاع از جمهوری اسلامی این است که هرکس مخالفتی کرد بگویید بگیر ببند؟ (+)

نظامی که هر کس در آن ریش داشت و ادعای دغدغه‌ی دینی‌ش شد می‌تواند هرغلطی که دلش خواست بکند؟ نظامی که مرجع قانونی‌ش اجازه‌ی اکران صادر می‌کند و یک‌هو یک عده "خود خدا پندار" تشخیص می‌دهند فیلم پورنوگرافی است و باید پایین بیاید؟ صدا و سیمایش هم در برنامه‌ی تخصصی‌ش تریبونِ زنده می‌دهد به نماینده‌ی یک عده خود خدا پندار که کوچک‌ترین وجاهت قانونی ندارند؟(+)

و… و… و…

و من؛ ذهنم آشفته می‌شود که آیا در همین نظام مثلاً ده تا جوانِ دانشجوی غیروابسته به جایی برایشان امکان دارد در مخالفت با مثلاً فیلم قلاده‌های طلا جایی تجمع برقرار کنند؟ و اگر نه و غیرقانونی است چرا برای دیگران غیرقانونی نیست؟ چرا قانون برای برخی‌ها لازم الاجراست و برای برخی دیگر خیر؟

بله، رفقا بیایید قبول کنیم خیلی جاها داریم بی‌خودی سکوت می‌کنیم. داریم بی‌خودی دلمان را به چهار‌تا مطلب در نقد این نوع رفتار‌ها خوش می‌کنیم. باید قبول کنیم با نوشتنِ تنها هیچ اتفاقی نمی‌افتد تازه اگر دوستان چوب در آستین خودمان نکنند بابت این انتقاد‌ها!

به نظرم دیگر وقت آن رسیده که کاری کنیم. و دست از این سکوتی که باعث شده نه تنها اشتباهات در حق دیگران مرتفع نشود بلکه اشتباهات دامن خودمان را هم بگیرد برداریم. تعارف که نداریم؛ این مملکت ارث بابای هیچ بچه ریشو و هیچ مسئولِ عصا قورت داده‌ایی نیست که هر موقع اراده کند بتواند هر کاری را در آن انجام دهد و نهایتاً هم تنها ما منفعلانه اکتفا کنیم به یکسری اعتراضات و بعد از آن هم ساکت باشیم تا افتضاح بعدی!!

 باید کاری کرد. شما پیشنهاد و راهکار عملی به ذهنتان می‌رسد؟ 

مطالب مرتبط :
۱۴ نکته درباره‌ی “قلاده‌های طلا”یی که فراتر از انتظارم بود
•  مسئولین محترم !‌ مساله حجاب مسخره‌ی شما نیست
نمونه ایی دیگر از حماقت‌های بی‌پایان صدا و سیما
• تنها کسانی که می‌توانند جمهوری اسلامی را شکست دهند
دو کلوم حرف حساب راجع به توقیف روزنامه “روزگار”
فیلتر بیجا؛ بیشتر ظلم به انقلاب است تا وبلاگ‌نویس