وکیلانه » لغو پرواز مهرآباد
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها لغو پرواز مهرآباد

ایکاش برای ۱۴هزار ایرانی، کمی ارزش قائل بودند

دی ۱۹ام, ۱۳۹۱ دسته اجتماعی, از مجلسی که ما داریم!, وقایع اتفاقیه | ۶ دیدگاه »

کنسل شدن پرواز یک امر طبیعی است البته تا وقتی که علت آن‌هم طبعیت باشد!  معمولاً عُقلا هم ایرادی به لغو پرواز به دلایل شرایط جوی نمی‌گیرند، چون هیچ چیز مهم‌تر از جان انسان که نیست. اما دیروز در ایران اتفاقی افتاد که به نظرم بسیار زشت بود.

۲۱۰ پرواز در سراسر کشور بدون اطلاع قبلی کنسل شدند. بعد از شنیدن این خبر ناخودآگاه ذهن آدم می‌رود سراغ مثلاً آلودگی هوا و این‌که شاید ربط‌کی بین این دو قضیه وجود داشته باشد. اما نه. ماجرا چیز دیگری است. سازمان هواپیمایی و شرکت ملی پخش مواد نفتی بر سر سوخت هواپیما با هم اختلاف پیدا کرده بودند. ظاهراً علاوه بر بدهی، فروشنده اصرار داشته که پول سوخت را همان پای پرواز دریافت کند. مثل پمپ بنزین خودمان، که خوب این حق طبیعی هر فروشنده ای است.

به هر حال اختلاف مابین این دو هرچه که بوده، لابد از مدتی قبل هر دو در جریان بوده‌اند و با هم درگیری داشته‌اند و این یعنی ماجرا کاملاً قابل پیش‌بینی بوده است و مشکل دقیقاً همین‌جاست.
در چنین موارد قابل پیش‌بینی چرا مسولان مردم را محرم خود نمی‌دانند؟ چرا  شرکت پخش مواد نفتی که یک سازمان دولتی است از قبل طی یک اخطار عمومی وقوع چنین امری را در صورت عدم رسیدن به خواسته‌های‌ش مفروض نمی‌شمرد؟ آیا ملت روز و شب فقط باید دعواهای بچه‌گانه‌ و بی‌فایده بین روسای سه قوه را بشنوند؟ در موارد این‌چنینی مثل احتمال لغو پرواز‌ها لازم نیست مردم خبر داشته باشند تا پیش‌بینی‌های لازم را انجام دهند؟ حتماً باید یک طرف قضیه‌ایی آقای رئیس جمهور باشد تا نمایندگان محترم مجلس به آن واکنش نشان دهند؟

با یک حساب سرانگشتی اگر هر پرواز فقط ۷۰ نفر مسافر داشته باشد، دیروز با اعصاب و روان ۱۴ هزار ایرانی بازی شده است! تاکید دارم روی “اعصاب و روان” چرا که سفر با هواپیما بخصوص بعد از دوبرابر شدن هزینه‌‌ی بلیط‌ هوایی در کشور و بویژه در مقطع زمانی فعلی که فصل سفر تفریحی هم نیست، عموماً توسط کسانی صورت می‌گیرد که کار ضروری داشته باشند. بیمار، کار اداری، سرباز، دانشجو و… . حالا تصور کنید دیروز لااقل ۱۴ هزار نفر برای انجام کار ضروری خود سرگردان شده‌اند. در حالی که به راحتی می‌شد جلوی این کار گرفته شود، و نشد. ظاهراً در کشور ما دیگر این قبیل موارد بی‌کفایتی محسوب نمی‌شود. عادی است. آنقدر خبر کشته‌شدن و دزدی و اختلاس شنیده‌ایم که بعد از شنیدن خبری اینچنینی بگوییم: “برو بابا تو هم دلت خوشه؛‌ حالا مگه چی شده؟”

البته لازم به ذکر نیست که اگر همین اتفاق در کشورهای اروپایی یا امریکا افتاده بود بخش‌های خبری ۲۰:۳۰،۱۹،۱۴ ،۲۲:۳۰،۲۱ تیتر یک‌شان می‌شد: “غرب متلاشی شد! لغو تمامی پروازها و  سرگردانی میلیاردها انسان بی‌گناه به خاطر بحران مالی.آشوب در فرودگاه‌های امریکا!”