وکیلانه » محمد خاتمی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها محمد خاتمی

مدعیان آزادی از تیر ۷۸ تا خرداد ۸۸

تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ دسته اجتماعی, اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, بریده‌های روزنومه‌ایی, سبك زندگي اميرعلي | ۳۴ دیدگاه »

دکتر احمدی نژاد، استاندار وقت اردبیل در دادگاه موسوی خوئینی ها، مدیر مسئول روزنامه سلام (ماجرای عکس +)

وقتی از حوادثِ تیرماه سال ۷۸ اسمی به میان می‌آید یک تصویر در ذهن‌م نقش می‌بندد. آن سال‌ها اینترنت معنایی نداشت و به عنوان یک تازه‌جوانِ پرشروشور سرم دائم در کتاب و روزنامه بود. همان روزهای ۱۸ یا ۱۹ تیرماه بود و همان سروصداها. با یکی بدتر از خودم گفتیم برویم ببینم چه خبر است. توی راه که نزدیکِ شلوغی‌ها می‌شدیم هر چند ره‌گذر یکی رو به چیزی که در دست ما بود می‌گفت: “جمع‌ش کنید”، دیگری می‌گفت: “قایم‌ش کن”. دیگری می‌گفت: “جوری بگیرش که معلوم نباشه لااقل”.

ما هم داشتیم راه خودمان را می‌رفتیم که یک عاقله مردی خیلی محترمانه ما را کنار کشید و گفت: “اینا چیه گرفتین دست‌تون. اونم تو اینجا؟ لااقل یه جوری بگیریدشون که اسم‌شون معلوم نباشه”. ما هم تعجب‌مان بیشتر می‌شد که مگر یک روزنامه‌ی “کیهان”  که سر راه از دکه‌ی روزنامه فروشی گرفته بودیم چه ایرادی دارد که این‌همه می‌گویند جمع‌ش کن؟! و عاقله مرد محترمانه توضیح داد که با این محاسن تازه روییده شده‌ی ما و این روزنامه‌ها کمی جلوتر اگر برویم تیکه بزرگه‌ی ما گوشِ ماست!

سال‌های سال گذشت. دیگر خودمان یک پا عاقله مرد شده بودیم. خرداد ۸۸ بود. تازه جوانی به همان سن و سالِ آن‌سال‌های ما، پشت ماشین‌ش  تصویرِ نسبتاً بزرگی از دکتر محمود احمدی‌نژاد در قاب روزنامه‌ی وطن امروز نصب کرده بود. بدون استثناء هر بار که می‌دیدم‌ش به او تذکری از جنس تذکری که سال‌های قبل گرفته بودیم می‌دادم. اما کو گوشِ شنوا؟ آخر سر هم یک روز با ماشین داشت رد می‌شد، بوقی برایم زد و دستی تکان داد، وقتی از جلوی من گذشت و رفت هم‌چنان نگاه‌م به ماشین بود، شیشه‌ی عقبِ ماشین‌ش شکسته شده بود…

برای مشاهده تصاویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر روی آن کلیک کنید

روزنامه‌ی اطلاعات، یک‌شنبه ۲۰تیر ۸۷

روزنامه‌ی اطلاعات، دوشنبه ۲۱تیر ۷۸

روزنامه‌ی اطلاعات، سه‌شنبه ۲۲تیر ۷۸

روزنامه‌ی اطلاعات، پنج‌شنبه ۲۴تیر ۷۸

روزنامه‌ی اطلاعات، پنج‌شنبه ۲۴تیر ۷۸

روزنامه‌ی اطلاعات، پنج‌شنبه ۲۴تیر ۷۸

چه کسانی اقتصاد سرمایه‌داری را به ما توصیه می‌کردند و چه بلایی بر سر اقتصاد آوردند؟!

مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, ره‌بر حکیم انقلاب, زیربنایی | ۱۲۱ دیدگاه »

. آن کسانى که توصیه میکردند ما روشهاى نظام سرمایه دارى را دنبال کنیم، آنها را یاد بگیریم، آنها را عمل کنیم، به این واقعیتها نگاه کنند، ببینند که نظام سرمایه‌دارى چیست؛ بن‌بست کامل. امروز نظام سرمایه‌دارى در یک بن‌بست کامل است. ممکن است نتائج این بن‌بست سالها بعد به نتائج نهائى برسد، اما بحران غرب به طور کامل شروع شده.

این جملات بخش‌های از بیانات ره‌بر انقلاب در کرمانشاه است(+). در این نوشته می خواهم حدس بزنم که منظور از “آن کسانی که” چه افرادی است و با این نوع تفکرات خود چه بلایی بر سر اقتصاد ایران آوردند!

به علت مشکلات آغاز انقلاب و جنگ نمی‌‌توان تحلیل ماهیت‌شناختی درستی روی دولت‌ها در دهه‌ی اول انقلاب داشت اما حل معضل جنگ همزمان بود با آغاز دولت آقای هاشمی. کسی که به صراحت بیان می‌کند: ” تز اقتصادی‌ خود را  بارها اعلام‌ کرده‌ام‌ که‌ اقتصاد اسلام‌ را اقتصادی‌ مختلط‌ می‌دانم‌!“. ایشان با چنین برداشت حداقلی از اقتصاد اسلام و اعتقاد به اینکه حتماً باید با چیزی دیگر ممزوج شود، تحت تاثیر شدید درس‌خوانده‌های اقتصاد سرمایه‌داری غرب، فعالیت‌های خود را آغاز می‌کند.

در ژاپن بعد از جنگ گفته شد چون ما خسارت دیده‌ایم باید بجای روزی ۸ ساعت روزی ۱۲ ساعت کار کنیم اما جناب آقای هاشمی در اولین اقدام خود به صراحت در ۱۸ آبان ۱۳۶۹ در خطبه اول نماز جمعه تهران می‌گوید: “اظهار فقر و بیچارگی کافی است و این رفتارهای “درویش مسلکانه” وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است، زمان آن رسیده است که مسئولین به “مانور تجمل” روی آورند!” و متاسفانه جریان عظیم مانور تجملات گرایی را به راه می‌اندازند.

بر اساس همین مبنای فکری مریض، بجای اینکه از پتانسیل قوی مردمی که از جنگ، سخت‌کوشی و قناعت را آموخته بودند جهت بازسازی و سخت‌کوشی و تلاش اقتصادی استفاده شود، آنها را به تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی سوق می‌دهند و نه تنها مردم که بلکه تاکید بر تجمل‌گرایی مسولان حتی در نماز‌جمعه می‌شود! و به این ترتیب خشت اول به فجیع‌ترین شکل ممکن، کج ! بنا نهاده شد.

در اقدام دوم ایشان با همان نگاه حداقلی و به ظاهرا “اقتصاد اسلامی مختلط” اما در باطن شیفته‌ی اقتصاد سرمایه‌داری غرب و در حالی که افکار جامعه را آماده کرده بودند به سراغ سرمایه‌های جامعه می‌روند و به شدت تلاش می‌کنند تا هر طور شده ولو حتی بدون عضویت، نسخه‌های تجویز شده توسط صندوق بین المللی پول را به اجرا بگذارند. سیاست تعدیل اقتصادی!
در این میان تنها یک روزنامه به اسم “بیان” بود که به این نوع کپی‌برداری‌های ناقص و غیربومی شده و بدتر از همه مختلط از اقتصاد لیبرالی انتقاد می‌کرد که با خفه کردن صدای آن توسط دولت، همه چیز آماده شد تا این سیاست‌های تجویزی صندوق بین المللی از سال‌های ۷۱ و ۷۲ به کار گذاشته شود.(+).

مصلحان می‌گفتند نمی‌شود فرهنگ، گفتمان و سیاست ما اسلامی باشد ولی اقتصادمان لیبرالی. این مظروف، در این ظرف فاجعه می‌آفریند! ولی همه کاره دولت بود و طرح خود را به اجرا گذاشت! و هیچ چیز جلو‌دار آن نبود تا اینکه سرش به سنگ خورد! رسیدن نرخ تورم به مرز وحشتناک ۴۹درصد و بحران‌های اقتصادی در سال ۷۳ و ۷۴ باعث شد مردم در اراک، اسلام‌شهر و حتی مشهد دست به شورش بزنند!

دولت از ترس مسائل امنیتی اندکی از فعالیت‌ خود کم کرد اما چه فایده؟ کار از کار گذشته بود و علاوه بر هرز رفتن فرصت طلایی پتانسیل بعد از جنگ و نیز بنا نهادن خشت کج،  هشت سال اقتصاد کاپیتالیسمی ِ غیر بومی شده‌‌ی ناقص و وصله پینه دار  به جامعه تزریق شد(+).

پس از آن نوبت به دولت اصلاحات رسید. حتی اگر علی‌رغم واقعیت(+) بخواهیم بپذیریم که آقای خاتمی دغدغه و برنامه‌ی خاص اقتصادی داشته، باید بگوییم که ایشان نمی‌توانستند و یا بهتر بگوییم نیازی نداشتند برنامه‌ایی بجز ادامه‌ی سیاست‌های اقتصادی لیبرالی آقای هاشمی را دنبال کنند! اولا به این دلیل که دولت اصلاحات در ادامه‌ی عملکرد دولت سازندگی بود(+) در ثانی ریل دولت آقای خاتمی از قبل توسط دولت آقای هاشمی رفسنجانی گذاشته شده بود(+) ،  و در ثالث  سه اصل کاپیتالیسم، لیربالیسیم و سکولاریسم با هم هستند و آقای خاتمی نیازی به تغییر سیاست‌ اقتصادی هم نداشت(+)!

و هشت سال دیگر هم هر چند توجه از قشر بالای جامعه به خواسته‌های سیاسی قشر متوسط رسید، اما به هیچ عنوان وَقعی به قشر عظیم مستضعف و فقیر جامعه نهاده نشد، چرا که اساساً بجز کسانی که آرمان‌های انقلاب را می‌خواهند پیاده کنند نیازی به قشر مستضعف و اجرای درست عدالت اجتماعی ندارند!

و اینجا بود که در سال ۸۴ با اقبال گسترده‌ی مردم و نیاز مردم، دولت دکتر احمدی‌نژاد بر سر کار آمد که هدف‌گذاری اصلی اقتصادی آن نه پیاده سازی نسخه‌های اقتصاد سرمایه‌داری که بلکه توجه به محرومین و مستضعفین جامعه بود. هر چند کار بسیار دشواری بود تغییر در نظامی که ۱۶ سال نهادینه شده بود و مواجهه با افراد فراوانی که سر در آخور آن داشتند!، اما دولت موفقیت‌های مهمی به دست آورد. (الان یکی از دوستان کامنت می‌زاره می‌گه اختلاس رو می‌گی؟) اما مهم‌تر از موفقیت‌ها، جهت‌گیری کلی دولت است.

اگر به خاطر داشته باشید ره‌بر انقلاب در نماز‌جمعه‌ی ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ هم فرمودند (+) :
“من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‌نظر دارم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ى مسائل خارجى اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ى نحوه‌ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‌نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‌نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.”

برای مطالعه‌ی تخصصی‌تر در این‌باره اینجا(+) را بخوانید.

اصلاحات به روایت اصلاح‌طلبان

مرداد ۲ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, وقایع اتفاقیه | ۵۰ دیدگاه »

 

سعید حجاریان (تئورسین اصلاحات) :
“شعارهای دوم خرداد کاملاً پوپولیستی بود”. “مشکل ما مجلس و شورای نگهبان نیست و با همین ها هم می‌توان کار کرد. مشکل اصلاح‌طلبان پایگاه اجتماعی آنهاست” +

محمد خاتمی (نماد اصلاحات) :
“باندبازی، سطحی نگری و قوم بازی، خسارت‌های بزرگی به اصلاحات زد و تا حد تحریف اصلاحات پیش رفت.” +

مهدی کروبی (شیخ اصلاحات) :
“کدام جبهه؟ اگر جبهه‌ایی وجود داشت که کار به اینجا نمی‌کشید. جبهه کجا بود؟ یک عده ورشکسته دور هم جمع شده‌‌ایم و می‌گوییم جبهه. لطیف صفری می‌گفت جبهه دوم خرداد ۱۸ گروه‌ند ولی ۱۲ نفرند!” +

• دکتر صادق زیبا کلام:
” اصلاح طلبان فاقد طرح، برنامه و استراتژی در حوزه های اقتصادی، سیاسی و خارجی بودند، ما اصلاح طلبان به دنبال ایده آل ها و آرمان ها و آرزوهایی بودیم، بدون اینکه طرح و برنامهای داشته باشیم” (رسالت ۲۳/۸/۸۲، ۱)

جمیله کدیور :
“خاتمی در دوره اول کاندیدا شدن خود فکر نمیکرد که رئیس جمهور شود، بنابراین برنامه جدی نداشت و دوره دوم هم گفت:که به اصرار دوستانش آمده است و باز هم برنامه مدونی نداشت. مشکل جدی دولت خاتمی فقدان برنامه و استراتژی مشخص بود به طوری که کابینه دوم او از جمله ضعیفترین کابینه های دولت پس از انقلاب است .” (روزنامه شرق ۶/ ۵/ ۸۴ ص ۶)
“جریان اصلاح طلب در چند سالی که در رأس قدرت بودند، نه برنامه مشخص و دقیقی داشتند و نه استراتژی شان برای ادامه فعالیت ها تعریف شده و نه تعریف مشخصی از خود ارائه داده اند.” (کیهان، ۲۲/۱/۸۳)
” طیف هایی از اصلاح طلبان که به شعارهایشان اعتقاد نداشتند در ظاهر با انحصار طلبی مخالفت و مبارزه می کردند، اما خودشان گرفتار انحصار طلبی، شعار زدگی و خویشاوندگرایی بودند و نقد از درون جبهه دوم خرداد را نمی پذیرفتند.” (کیهان، ۵/۳/۸۱)

ابراهیم اصغر زاده :
“به علت عملکرد بد اصلاح طلبان و ناتوانی سیاستمداران اصلاح‌طلب در سالهای گذشته مردم نسبت به احزاب بی اعتماد هستند.” (روزنامه شرق ۱۳/۲/۸۴ ص۲)
” مردم تا کی می توانند امیدوار باشند که اصلاح طلبان برای رفع مشکلات فرمول ارائه خواهند کرد، اصلاح طلبان برای ساده ترین مسایل مردم چه کار کردند؟ چشم پوشیده اند. کنار گذاشته اند و یا دور زده اند! اصلاح‌طلبان باید میان خود و مردم آشتی ایجاد کنند” (کیهان، ۱۴/۵/۸۰، ص۱۴)
” اصلاح طلبان به قدرت فکر کردند نه مردم” (کیهان، آذر ۸۳، شماره۱۲/۱۸)

محمد نعیمی پور: (رئیس و سخنگوی فراکسیون مشارکت مجلس)
” از نظر این فراکسیون مشکل اصلی مردم آزادی و مردم سالاری است و جناح اصلاح طلب دغدغه و مشکل اصلی مردم را آزادی و مردم سالاری میداند!  و جناح مخالف اصلاحات مشکلات اصلی مردم را وجود فقر و تبعیض و فساد میداند” (رسالت و ایران ۲۵/۲/۸۰)

دکتر کوزه گر: (نماینده مجلس و عضو فراکسیون مشارکت )
” کابینه موجود اگر ضعیفترین کابینه بعد از انقلاب نباشد یکی از ضعیفترین کابینه‌ هاست و مجلس نیز لوایحی را در اولویت قرار میدهد که بوی سیاسی بیشتری دارد و متاسفانه لوایحی که کارگشای مسائل اجتماعی و مردم است کمتر مورد توجه فراکسیونهاست.” (کیهان ۹/۲/۸۱ ص ۲)
” مردم معتقدند که از جریان اصلاح طلبی خیر چندانی ندیده اند.” (رسالت، ۲۸/۲/۸۱، ص۲)

ابوالقاسم حکیمی پور : (دکترای مدیریت توسعه از دانشگاه کالیفرنیا)
” آنها از نظر فکری هارمونی ندارند در همین دوره اخیر، نمازی وزیر امور اقتصاد دارایی در کنار نوربخش رئیس بانک مرکزی بود. کیست که نداند این دو نفر تا چه اندازه در مباحث اقتصادی مقابل هم بوده اند بنابراین شورای اقتصاد با وجود این دو نفر چگونه می توانست مثلاً در مورد نرخ بهره به رای صحیح برسد؟” (روزنامه ایران، ۸ مرداد ۸۰، ص ۵)

حرف‌هایی از این جنس در میان خود اصلاح‌طلبان ، بسیار زیاد است و این‌ها فقط از باب نمونه ذکر شد. بدون توجه به انتقادات و اتهامات بسیار جدی‌تری که متوجه اصلاح‌طلبان است و فقط  با توجه به این مسائل، سوال این است که اصلاح‌طلبان واقعیتی موجود هستند یا اقلیتی موهوم؟