وکیلانه » مذاکرات ایران با 5+1
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها مذاکرات ایران با 5+1

در دام شیطنت حاکمان عرب منطقه نیفتیم

فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۱ دسته احمدی‌نژادی نوشت, انقلاب اسلامی, انقلاب‌های خاورمیانه, سیاست خارجی, وقایع اتفاقیه | ۱۳ دیدگاه »

در حالی که "مد روز" له کردن دکتر احمدی‌نژاد به هرشکل و به هر بهانه‌ی ممکن است، اقدام کم‌نظیر آقای رئیس جمهور در خلال نودونهمین سفر استانی یعنی دیدار با مردم شهرستان ابوموسی، تحسین گروه‌ها و جریان‌های مختلف و بسیاری از ایرانی‌ها را در پی داشت(+). از سوی مقابل این اقدام که در دولت‌های قبلی معمولاً یک "تابو"(!) محسوب می‌شده؛ موجب واکنش کشورِ جوانِ امارات متحده‌ی عربی و برخی دیگر از حاکمان عرب منطقه شد.(+)

به دنبال واکنش این کشورها احساساتِ به حق و میهن‌دوستانه‌ی ایرانیان برانگیخته شد و پیشنهاد‌های مختلفی برای مواجه به این مُدعای نامعقولِ شیخ‌نشینان حاشیه‌ی خلیج ارائه شد. از احضار و اخراج سفیر گرفته تا کنایه‌های لفظی جالب و حتی تهدید‌های نظامی. تا اینجای کار تقریباً همه چیز طبیعی بود.
اما در ادامه به نظرم باید این ماجرا را وسیع‌تر از این تحلیل کرد و این قبیل شیطنت‌ها را قطعاتی از یک پازل بزرگ دید و مردم و مسولین با  نگاهی اینگونه، بسیار صبورانه‌تر و دقیق‌تر و به دور از احساسات به مواجه با آنها فکر کنند. مخصوصاً وقتی قرینه‌های مشخص‌تری برای دامن زدن به این نوع شیطنت‌ها پیدا می‌شود. مثل خبرِ دروغِ (+) اعدام چند ایرانی در عربستان.(+) یا درخواست مسولین ایالات متحده‌ی امریکا برای مذاکره بین ایران و امارات در خصوص جزائر سه‌گانه! (+)


چرا که در فرای این قبیل مسائل دست‌کم سه فایده برای حاکمان عرب منطقه می‌توان متصور بود:

۱) پس از مذاکرات رضایت‌بخش ایران با پنج‌بعلاوه‌یک که ظاهراً تا اینجای کار به هر دلیلی، هر دو طرف رضایت نسبی از آن دارند و نیز قرار مذاکرات بعدی در بغداد، تنها دو گروه این میان متضرر شدند. اول رژیم صهیونیستی که نارضایتی خود از مثبت بودن نتایج این مذاکرات را علنی بیان می‌کند. دوم حاکمان عرب منطقه که برای تشدید تنش میان ایران و غرب مدت‌هاست ناخن می‌سابند و حالا سرشان بی‌کلاه مانده. اکنون این قبیل قیل و قال‌ بر سر بدیهیات، در صورت توجه ایران به آن و بازی ایران در زمین‌شان و واکنش شدید یا هرچیزی که به این دعوای یک‌طرفه دامن بزند و باعث تنش بشود می‌تواند ایران را درگیر مسائل حاشیه‌ایی کرده و باعث بشود در مذاکرات بغداد ایران مجبور باشد دست پایین‌تر را بگیرد!

۲) در حالی که جمهوری اسلامی ایران بارها با اسناد تاریخی بسیار، حاکمیت بر این جزایر را اثبات کرده، و اکنون یدمالکیت بر این سرزمین‌ها را هم دارد هر نوع پذیرش مذاکره و یا حتی گفت‌و‌گو درباره پذیرش یا عدم پذیزش مذاکره بر سر حق سرزمینی مسلم‌ش در واقع یک گام عقب‌نشینی محسوب شده و به سود مدعیان این جزایر است! چرا که در دعاوی بین‌المللی بیشتر از اسناد و ادله‌، این پذیرشِ جهانی است که می‌تواند یک پرونده را دوباره مفتوح کند و اصرار امریکا برای مذاکره بر سر این قضیه در این چارچوب تعریف می‌شود و وقتی یک پرونده مفتوح شد باز بیشتر از اسناد و ادله مسائل سیاسی هستند که تعیین کننده می‌شوند. حالا ببینید چقدر ساده‌لوحی است که برخی سبز‌ها در داخل هم به اسم مثلاً دیپلماسی پیشنهاد می‌دهند بر سر این موضوع بنشینیم و با اعراب مذاکره کنیم! (+)

۳) مؤسسه آمریکایی "هریتیج" در مقاله‌ایی با عنوان "راهکارهای پس از سقوط تولید نفت سعودی" درباره‌ی وقوع انقلاب در عربستان و پیامد‌های اقتصادی آن برای امریکا هشدار می‌دهد وقوع چنین انقلابی به مراتب پرهزینه‌تر و خطرناک‌تر از بسته شده تنگه‌ی هرمز خواهد بود و امریکا باید با استفاده  از نفوذ و ابزار‌های خود برای کمک به هم پیمانان‌ عرب‌ش برای جلوگیری از وقوع بحران تلاش کند.(+)
واقعیت این است که حاکمان عرب منطقه از ملت‌های‌شان بسیار فاصله دارند و دیر یا زود سرنوشت کشورهای منطقه به دست ملت‌های مظلوم خواهد افتاد. اما پادشاهان این کشورها بسیار تمایل دارند تا از طریق دعوای قدیمی عرب و عجم احساسات ملت‌های خود را تحریک کرده و هر اعتراضی را همانند بحرین به جریان وابسته به ایران نسبت دهند تا حتی برای چند صباحی هم که شده جلوی دومینوی سقوط دیکتاتورها را بگیرند.

با توجه به مطالب گفته شده بهترین راه‌کار برای مواجه به این قبیل شیطنت‌ها تکی از جنس سفر آقای رئیس جمهور و بعد تغافل همراه با هوشیاری است و نیاز به هیچ حرکت دیگری نخواهد بود و البته از آن‌سو هم نباید با هر خبر مبهمی فشار بر وزارت امور خارجه آورده شود و هر چیزی فوراً دالِ بر بی‌تحرکی آن تلقی شود.

و البته نباید فراموش کنیم چنین دعواهایی میراثِ شوم سستی برخی پادشاهان خائن سرزمینمان و به طور خاص خاندان پهلوی است.

مطالب مرتبط :
ابتکار هسته‌ایی ایران و ۳ اتفاق مهم
•  ۳ دلیل کوتاه بر چرایی شدت بحران در بحرین
اتهام ایالات متحده به ایران مردم جهان را به خنده واداشت !

ابتکار هسته‌ایی ایران و ۳ اتفاق مهم

فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۱ دسته انقلاب اسلامی, ره‌بر حکیم انقلاب, سیاست خارجی | ۴۷ دیدگاه »

"ایران به دنبال بمب هسته‌ایی"؛ "افزایش نگرانی‌ها از برنامه‌ی هسته‌ایی ایران"؛ "برنامه‌ی هسته‌ایی ایران تهدیدی برای جهان"؛ "بلند‌پروازی‌های هسته‌ایی ایران" و بسیاری دیگر از گزاره‌های اینچنینی عباراتی آشنا و البته کسل‌کننده‌ هستند که روزی نیست در رسانه‌های خبری دنیا از آنها استفاده نشود. امریکا و هم‌پیمانانش فضا را به‌گونه‌ایی طراحی می‌کنند کاَنه ایران مثل شاگرد مدرسه‌ایی‌های تخس از پشت میز فراری است و  دائماً فریاد می‌زنند که "ایران باید به پای میزِ مذاکره برگردد". در حالی که جمهوری اسلامی ضمن همکاری‌های بسیار فراتر از تعهداتش با مرکز تخصصی هسته‌ایی بین‌المللی همیشه اعلام کرده که با روی باز آماده‌ی نه مذاکره به معنای معامله که بلکه گفتگو برای رفع نگرانی‌ها و اعتماد سازی جهانی هست.

جمهوری اسلامی با نگاهی به آینده معتقد است دستیابی و استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ایی به مثابه‌ی یک حقِ غیرقابل انکار به هیچ‌عنوان قابل معامله نیست ولی داوطلبانه حاضر است با کشورهایی که خود بمب اتم دارند و حتی از آن استفاده هم کرده اند گفتگوی اطمینان بخش کند.

آخرین نمونه‌ای آن رضایت به گفتگو با پنجِ بعلاوه‌ی یکِ "هیچ‌کاره" (!) است. ابتدئاً قرار بود این گفتگوهادر "ترکیه" انجام شود ولی ایران با اقدامی پیش‌دستانه تشخیص داد که این مذاکرات در جایی دیگر بجز "استانبول" انجام شود. و این نظر را رسماً اعلام کرد و گزینه‌ی جایگزین استانبول را هم "بغداد" پیشنهاد داد و بلافاصله عراق تمایل خود را برای میزبانی این مذاکرات علنی کرد.

در این میان به نظرم دست‌کم ۳ اتفاق مهم افتاده است:

۱) رو شدن دست امریکا و هم‌پیمانان‌ش
افکار عمومی ملت‌ها چیزی نیست که مثل نظرِ دولت‌ها با تهدید یا تطمیع قابل تغییر باشد و بر اساس مشاهداتِ مردم از خبرهای روزانه شکل می‌گیرد. هم‌اکنون این سوال مطرح است که مگر نه غرب اصرار داشت و دارد ایران به پای میز مذاکره برگردد و هدف از مذاکرات را هم رفع نگرانی‌ها در خصوص برنامه‌ی هسته‌ایی ایران قلمداد می‌کرد؟ پس اگر بناست "مذاکرات"، مذاکره باشند و نه "معامله بر سر حقِ مشروع ایران" چه تفاوتی می‌کند این گفتگو‌ها در چه محلی انجام شود؟ مگر میزبان قرار است حکمِ داور یا به طور واضح‌تر "دلال" را ایفا کند؟‌
اگر بنا بر ادعا و ژستِ غرب قرار است سوالات و ابهامات پاسخ‌ داده شوند چه در "استانبول" چه در "بغداد"؟! وقتی ایران داوطبانه پذیرفته برای چندمین بار با "هیچ‌کاره‌ها" وارد گفتگو شود تا اگر نگرانی‌ دارند رفع کند، خودداری غرب از مذاکره در بغداد چه مفهومی را به جهان مخابره می‌کند؟ چرا برای غرب مکان مذاکره مهم‌تر از خودِ مذاکره است؟ آیا این خودداری تایید نمی‌کند که ادعاهای غرب دروغ بوده و در مذاکرات قبلی هم بحثِ نگرانی‌ها مطرح نبوده و بلکه بحثِ معامله‌ایی در کار بوده که ایران زیر بار نرفته؟

 

۲) رکب ایران به پسرِ زرنگِ منطقه
عثمانیِ کوچک یا همان ترکیه‌ی خودمان که تا همین چند سال پیش ملتمسانه پشت درب ورودی اتحادیه‌ی اروپا زانو زده بود؛ حالا چند صباحی است به دنبال رویای بازسازی امپراطوری عثمانی افتاده و یک‌بار با ژستِ حمله‌ی لفظی به اسرائیل؛ دیگر بار با ادعای مشمئز کننده‌ی نگ
ذاریم کربلا در بحرین اتفاق بیفتد، و بار دیگر با ژستِ میانجی‌گری برای ایران و غرب می‌خواهد در منطقه "آقایی" کند. غافل از اینکه ملت‌ها می‌بینند حجم فوق‌العاده‌ی معامله‌ی سلاح با رژیم صهیونیستی‌ش را؛ و می‌بینند پالس‌های "در بحرین خبر خاصی هم نیست" فرستادنش به غرب را و دیگر بازی‌های دوگانه‌اش را. و حالا؛‌ وقت آن بود تا طعمِ نوازش‌های(!) جمهوری اسلامی را بچشد! تا بداند ایران بازی‌دوگانه را تا حدی تحمل می‌کند اما از حد که گذشت؛ جمهوری اسلامی گزینه‌های زیادی برای تلافی روی میز دارد…

۳) میوه‌ایی که در عراق چیده نشد
اوائل لشکر‌کشی امریکا به عراق، مقامات ایالات متحده در پاسخ به منتقدان جنگ جمله‌ی معروفی داشتند که "ما در حال کاشتن بذری در عراق هستیم که میوه‌ی آنرا در آینده در جایی دیگر خواهیم چید" و بسیاری از کارشناسان این جایی دیگر را "ایران" تعبییر می‌کردند. اما حالا بعد از گذشت نزدیک به یک دهه از جنگ و بعد از صرفِ هزینه‌های سرسام‌آوری که یکی از علت‌های بدهی‌های وحشتناکِ امریکاست؛ جا داشت هم اکنون نه که میوه لااقل این بذر کاشته شده سری از خاک درمی‌آورد و مثلاً درست در چنین موقعیتی عراق مخالفتِ خود را با میزبانی مذاکرات اعلام می‌کرد تا ایران بماند پادرهوا!!

اما می‌بینم عراقِ‌ قُرق شده‌ی امریکا با سرانگشتِ‌ اشاره‌ی جمهوری اسلامی بلافاصله و در کوتاه‌ترین زمان مشتاقانه تمایل خود را برای میزبانی مذاکرات اعلام می‌کند تا توپِ بازی نفس‌گیر و طولانیِ‌  کشمکش هسته‌ایی ایران بار دیگر به زمین غرب بیفتد! و حالا باید منتظر بود و دید که این‌بار غرب چگونه می‌خواهد از این مخمصه بیرون بیاید؟!

مطالب مرتبط :
ترکیه بهشت سبزهای ایرانی است نه الگوی انقلابیون منطقه !
“مهار نشده” دقیقاً‌ همان اتفاقی است که باید در سیما بیفتد نه در سینما
5 دلیل برای "نه" گفتن به ورود بازرس حقوق بشر به ایران
خانم دکتر رایس، چه خبر از درد زایمان خاورمیانه‌ی جدید؟!