وکیلانه » مسیح علی نژاد
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها مسیح علی نژاد

کاملاً بی ربط بابحث‌های اخیر دوستان پیرامون فلان خبرنگار

خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۳ دسته اجتماعی, درون گفتمانی | ۱۲ دیدگاه »

خدا رحمتش کنه. امروز چهارمین سالگردش هست. پدربزرگم می‌گفت: اگر دیدی یه بچه ای یه جایی تو یه ظرفی خرابکاری کرد، اگر عُرضه نداشتی پاکش کنی، طرف اون ظرف نرو، چون ممکنه ظرف رو به نیت نظافت بلند کنی، ولی به همه بپاشی و پخشش کنی… 

.

.

.

.

بسیجی واقعی؛ منم و خودم و خودت !

مرداد ۵ام, ۱۳۹۱ دسته اجتماعی, اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت | ۳۰ دیدگاه »

 اینکه یک نفر، یک دخترِ مسلمانِ ایرانی، مثل همه‌ی دختران دیگرِ این سرزمین بخواهد در مورد پوش‌ش حرفی بزند (حالا هر حرفی) چیز عجیبی نیست. اینکه یک نفر، یک دخترِ‌ مسلمانِ ایرانی، می‌فهمد که نوع پوشش آن چیزی نیست که دیگران از او انتظار دارند، چیز عجیبی نیست. اینکه یک نفر، یک دخترِ مسلمانِ ایرانی از این‌که دیگران از او انتظار پوششی دیگر را دارند ناراحت است، چیز عجیبی نیست. این‌که این یک نفر‌، یک دخترِ مسلمانِ ایرانی، آسیه باکری، دختر شهید حمید باکری باشد، باز هم چیز عجیبی نیست. این‌که این یک نفر، دختر شهید حمید باکری، برای کمپین نه به حجاب اجباری چیزی بنویسد(+) ، باز هم چیز عجیبی نیست، ولی خوب وقتی پسوندِ مسلمان بودن به انتهای اسم این یک نفر اضافه می‌شود این یه مقداری جای تامل دارد ولی باز هم عجیب نیست.

.

اما الحق و الانصاف دیگر اوج عجایب است که کسانی ذیل نوشته‌ی این دخترِ مسلمانِ ایرانی‌ که دست بر قضا دختر یک شهیدِ عزیز هم هست، بیایند بنویسند که “آفرین! خون پدرت توی رگ‌های تو جاری‌ست! پدرت بسیجی واقعی بود و تو هم ادامه‌ی دهنده‌ی راه هم‌اویی، آفرین!”  انصافاً دیگر عجیب است. عجیب است جماعتی به بدیهی‌‌ترین اصول اسلام کوچک‌ترین اعتقادی نداشته باشند اما وقت‌ش که برسد تشخیص‌دهنده‌ی شهدا و بسیجیان واقعی می‌شوند.

هیچ اشکالی ندارد کسی به مساله‌ی حجاب انتقاد داشته باشد ولی فکر می‌کنم خیلی خنده‌دار است کسانی برای انتقاد به مساله‌ی حجاب، قرآن و احادیث را رها کنند به کنکاشِ مبهماتِ تاریخ در خصوصِ رفتار پیامبر در خصوص حجاب بپردازند. خنده دار است کسانی وصیت‌نامه‌ی موجودِ یک شهید را رها کنند به سخنان یک دختر که دست بر قضا دختر همان شهید است استناد کنند. دور از عقلانیت است رفتار و گفتار امام خمینی (ره) در خصوص حجاب را رها کنند، به حرفهای یک نفرِ که دست بر قضا نوه‌ی امام خمینی است استناد کنند. (+)

نمی‌دانم، شاید عادی شده باشد و دیگر خنده دار نباشد ولی من وقتی کمی جدی‌تر به این نوع دست‌آویزها به اسمِ دختر فلان شخصیت و پسر فلان شهید نگاه می‌کنم، چیزی جز استیصال و درماندگی نمی‌بینم. استیصالی که معلوم نیست چرا رک و راست نمی‌گوید بله حجاب بدیهی اسلام است اما من بدیهی اسلام را قبول ندارم. استیصالی که می‌خواهد امیال خود را با روکشِ منطق بپوشاند و قبول هم دارد که فکرش در اقلیت است و به همین خاطر از واکنش جامعه می‌هراسد که رک و راست حرف‌ش را بزند. رک و راست بگوید من حجابِ اسلامی را نمی‌خواهم. استیصالی که حاضر نیست تکلیف خودش را با اسلام مشخص کند. استیصالی که حرف خودش را در دهان دیگران می‌اندازد .

باز هم تکرار می‌کنم، انتقاد به مساله‌ی حجاب هیچ اشکالی ندارد، بحث همان‌ بحثِ همیشگی سوءاستفاده از نام اشخاصِ مورد احترام جامعه است.

در پایان بد نیست نگاهی داشته باشیم به وصیت‌نامه‌ی شهید حمید باکری برای همه‌ی  احسان‌ها و آسیه‌‌های عزیز ایران: +