وکیلانه » منامه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها منامه

باید طعم معنویت را به جامعه چشاند

اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۰ دسته اجتماعی, دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای | ۱۳۶ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

کمی بالای منبر :
وقتی قبول داشته باشیم که “روح” هم دقیقاً مثل “جسم” نیاز به غذا دارد، باید بپذیریم که هیچ کس به صرف شنیدن خصوصیات یک غذا، به آن علاقمند نخواهد شد.
ببینید، همانگونه که شنیدن در مورد “قورمه سبزی” با چشیدن طعم آن، اصلاً قابل مقایسه نیست، شنیدن در مورد “معنویت” با چشیدن “طعم” آن هم غیر قابل مقایسه است. افراد در جامعه بارها و بارها، طعم لذت کاذب غذاهای غیربهداشتی “روح” را می‌چشند، حال برای رواج ارزشها در همین جامعه، صرف سخن گفتن از معنویت، ابداً کافی نیست، چون انسان ذاتاً به دنبال کسب لذت است و نمی‌آید نقد را به نسیه بدهد! پس برای مقابله با لذت کاذب، کافی است یک بار طعم لذت واقعی را بداند تا دیگر لذت نفس را لذت نخواند.
به طور مثال، وقتی یک نوجوان به عمره‌ی دانش‌آموزی می‌رود، شاید هیچکس در آنجا به اون نگوید که نگاه به نامحرم بد است، ولی به طور خودکار وقتی از عمره برگشت، سعی می‌کند دیگر نگاه و رابطه‌ی حرام نداشته باشد و خودبه‌خود به نماز اول وقت علاقمند می‌شود. چرا؟ چون طعم معنویت را چشیده و این از صدها ساعت کلاس اخلاق بالاتر است.
حالا وظیفه‌ی هر فرد در راستای خودسازی، اولاً چشانیدن طعم معنویت به خودش است و در ثانی وظیفه‌ی مسولین فراهم کردن فضاهایی در جامعه برای چشانیدن طعم معنویت می‌باشد. البته باید توجه داشت که این “حال‌”های معنوی را باید با “همت” نهادینه کرد.

یک تجربه شخصی:
شنیده بودم، اما ندیده بودم؛ دیده بودم، اما نچشیده بودم. عجب لذتی دارد، طعم عشق به حسین.
شب قبلش توییت کردم که “دلم می‌خواهد تا خود خود صبح با یکی حرف بزنم”، اما باورم نمی‌شد که شب بعد تا خود صبح، هم‌صحبتِ “درب رواق مطهر مولا “بشوم و حالا دارم به این فکر می‌کنم،‌ وقتی درب حرمت اینگونه بیچاره می‌کند،‌ بین‌الحرمینت بر سر دل چه می‌آورد آقا. و دارد قند در دلم آب می‌شود که بگویم دیدن روی دلآرایت چه؟‌ آری اگر بهشت فقط همین یک نعمت دیدار با تو را داشته باشد، پس اُف به دنیا.
وقتی “درب رواق مطهر” وارد شهر شد، به ذهنم رسید این همان دری است که وقتی باز شود، کعبه‌ی شش گوشه‌ات پیداست و اذن دخول خواندم برای دری که هنوز به شش گوشه نرسیده دلربایی می‌کند.
اما راستش را بگویم، وقتی وجب به وجب این در را لمس کردم و بوسه زدم، شش گوشه در ذهنم نبود،‌ و فقط داشتم به این فکر می‌کردم  که خدایا دارم جایی را بوسه می‌زنم که قطعاً اولین پنجشنبه، جای دستان مهدی است….
و همینطور غوطه ور در عشق حسین تا صبح، هنگامه‌ی اذان سحر بود که تازه یادم آمد ای دل غافل، حواست هست که این “در” است؟ می‌فهمی؟ “در”، “مادر” اما چرا نیم سوخته نیست، آهان. اینجا که کوفه نیست،‌مگر مرده‌ایم ما…
بس کنم، بد موقعی است، حسین تازه داغ مادر دیده …..

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حسین جان، آنها که دارند “علی اکبر”‌های تو را در “منامه” ارباً اربا می‌کنند،‌ و آنها که به جان آبروی خویش افتاده‌اند با توهین به پسرت،هیچ نفهمیده‌اند که خون بر شمشیر پیروز است،‌ همانگونه که “گلوی نازک شش ماهه” بر “تیر سه‌شعبه” پیروز شد.

ایکاش عرضه داشته باشیم “آیات‌ القرمزی” را تبدیل به نماد کنیم

اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب‌های خاورمیانه, برای بحرین, سایبر نوشت | ۳۴ دیدگاه »

 

بسم الله القاصم الجبارین

آیات و دیگر دختران ، هم اینک تحت شدید‌ترین شکنجه‌های سگان آل خلیفه هستند.
چگونه می‌توانی شب راحت بخوابی و خواهرت اسیر باشد ؟

# اگر نمی‌دانید “آیات‌ القرمزی” کیست؛ اینــــجــا کلیک کنید .
بنابه اخبار منابع بحرینی، علت بازداشت این دختر جوان شیعه، خواندن شعر علیه رژیم آل سعود در میدان “اللولوء” پیش از تخریب آن بوده است. بنا به اخبار این منابع، پس از بازداشت “آیات القرمزی”، وی را نزد “عیسی بن حمد آل خلیفه” برده و او را در مقابل دیدگان وی مورد شکنجه و تحقیر قرار داده و پس از آن در اختیار نیروهای امنیتی حکومت آل خلیفه قرار گرفته است.

در نهایت پس از چند روز، در تماس تلفنی یک فرد ناشناس، خانواده این دختر ۲۰ ساله اطلاع یافتند که وی در یکی از بیمارستان های بحرین بستری است. پس از مراجعه خانواده به بیمارستان متوجه شدند که به دلیل شکنجه بسیار زیاد، او در حال حاضر در کما به سر می برد و پزشکان پس از معاینه او متوجه شده بودند که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است.
پدر وی  از شعرای سرشناس بحرینی به شمار می رود که در دهه های ۹۰ قرن گذشته میلادی به دلیل اشعاری که علیه رژیم “آل خلیفه” سروده بود، چندین بار بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفت. خود او نیز در چند ماه اخیر فعالیت گسترده ای در میدان “اللولوء” داشته که برجسته‌ترین آن همین کلیپ زیر ، یعنی شعر‌خوانی همراه با کنایه‌های تندی و تحقیر آمیزی است که به آل خلیفه می‌زند و موجب بیداری بیشتر امت می‌شود. شجاعت و صلابت در تمامی لحظات فیلم موج می‌زند .
اگر امکان مشاهده‌ی کل کلیپ را ندارید، ۲۵ ثانیه‌ی اول را از دست ندهید.
معرفی شجاعانه از خود …
ایــــــنجا کلیک کنید
#
یادم می‌آید در سال ۸۸ وقتی با دوستان ساکن در منامه  صحبت می‌کردیم می‌گفتند برای دفع فتنه ما در کنار شما هستیم درست در خط مقدم !
وقتی دلیل این مدعا را می‌خواستیم، لیست بلند بالایی از فعالیت‌های بسیار موثر سایبری را جلوی روی ما می‌گذاشتند .
القصه، آنقدر فعال بودند که در روزهایی که نت به طور کامل قطع می‌شد،  فعالیت‌های فضای وب‌۲ و حتی برخی از وبلاگ‌ها با تماس تلفنی و از منامه آپ می‌شدند!
حالا اما کار برعکس شده، و خبر می‌رسد که از اول هفته‌ی آینده قرار است اینترنت بحرین را کلا قطع کنند، و اینک ما هستیم و ملت مظلوم بحرین/. براستی چه کرده‌ایم؟ کدام قدم را محکم برداشته‌ایم؟
هم اکنون دختران مادرمان زهرا در کوچه‌های منامه روی زمین افتاده‌اند، ایکاش لااقل ذره‌ای عرضه داشته باشیم و “آیات‌القرمزی” را نماد مظلومیت کنیم … صدها روشنگری در مورد مشایی کردیم، خدا قبول کند انشالله ،‌یک قدم هم برای منامه برداریم به جایی بر نمی‌خورد !  

# وقتی انسان جنایات وحشیانه توسط نوکران آمریکا در منطقه را می بیند از شدت خشم و غیرت به خروش می آید ولی چه کنیم که مامور به صبریم . مهمترین وظیفه ما ارتباط با مردم مظلوم بحرین و قوت قلب دادن به آنهاست. باید به این عزیزان قوت قلب بدهیم ! چون جنگ، جنگ اراده هاست.
دعوت می‌کنم از همه‌ی دوستان، به هر طریقی که شده “آیات” را نماد کنیم و کمکی به برادران و خواهران بحرینی و شک نداشته باشیم که آینده از آن امت اسلامی است. اما لازمه‌ی آن این است که دیگر نباید خفت را نصب‌العین خود قرار دهیم و فقط تلاش کنیم؛ به هر روش ممکن ،‌ از نوشته‌ی وبلاگی گرفته تا طرح و حتی یک توییت و شیر مطلب …
عاشقان شهادت ، حی علی الجهاد ….

کلیک جهت دانلود کلیپ شعر‌خوانی “آیات” در میدان منامه(۶ مگ همراه با امکان مشاهده‌ آنلاین)

اشک‌هایم درد می‌کنند …

فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب‌های خاورمیانه, برای بحرین | ۹۶ دیدگاه »

"کل یوم عاشورا، و کل ارض کربلا". شاید یک معنی‌اش هم این باشد که همه‌ی شیعیان بالقوه، نمونه‌ای از یاران حسین هستند که  اگر در شیعگی خود ثابت قدم باشند بالاخره روزی بالفعل خواهند شد و کربلایی ….
قبلا همراه با عکس اینجا دیدید که
در کربلای بحرین قاسم به میدان رفته بود ..
و حالا دیروز حبیب بن مظاهر هم به میدان رفت. و باز هم تکرار یک عاشورا. بیست و پنجمین شهید بحرین حاج سید حمید المحفوظ بود که ۵۷ سال سن داشت، عصر روز سه شنبه ۶ آوریل ۲۰۱۱ سید حمید برای فوتوکپی برداشتن از پاسپورتش از خانه خارج میشود و دیگر برنمیگردد ..‌. صبح روز بعد ! رفتگر  جنازه ای را درخیابان پیدا میکند ! به اهالی محل  خبر می‌دهد . این جنازه که به طرز بسیار دلخراشی کبود شده بود ، جنازه ی شهید سید حمید بود ….
و حالا من !
مانده‌ام، با اشک‌هایی که درد می‌کنند ….
من می دانم که خون بر شمشیر پیروز است و با گوشت و پوست و استخوانم درک می‌کنم که "آینده از آن حزب الله" است و شعب‌البحرینی پیروز این میدان ، اما! سهم من شیعه، از این کربلا،‌ چرا فقط باید تماشا باشد ؟؟؟

به قول آقا مهدی زین الدین :

در زمان غیبت به کسی منتظر گفته می شود که منتظر شهادت باشد.

خدایا شهدا در انتظارند ، مردم ما در انتظارند

مستضعفین جهان به تنگ آمده اند …

اما یک حرف را هم باید بگویم تا نماند در گلویم.
اُف بر غیرت آن کسانی که برای یک کشته‌ی دروغین آه و واویلا سر دادند اما اکنون خود را به ندیدن زده‌اند.
از جمله تو ؛ جناب آقای هاشمی رفسنجانی!
البته در معادلات ما، تو هیچ عددی نیستی، اما تو که برای هر کسی پیام تسلیت صادر می‌کنی،‌ چرا در برابر کشتار برادران شیعه‌ات در بحرین، زبان در کام گرفته‌ای ؟

 

 

امسال عید ندارم ، راه کربلا از منامه می‌گذرد !

اسفند ۲۶ام, ۱۳۸۹ دسته انقلاب‌های خاورمیانه, سیاست خارجی | ۱۴ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

می‌خواستم این آخرین نوشته‌ام در سال ۸۹،‌ از بهار باشد و سبزی‌اش، اما  دیدم که از میدان لوءلوء بوی گوشت سوخته می‌آید، پس بهار من امــــسال ســــرخ است نه سبز!


خواستم سفره‌ی هفت سین بچینم با سیب و سماق و سنجد و سمنو و سرکه و سکه و سبزه، اما نه ! امسال هفت سین می‌چینم به این روش :
اول: سیب‌گلوی برادر بحرینیم که دریده شده، دوم: سینه‌ی داغدار مادرش که پر از آه است، سوم: سفره‌ی سرخ بدن پدرش، چهارم: سبوی بشکسته‌ی دخترش که اکنون یتیم شده، پنجم: سبد پر از گل یاس و سرشار از احساس انتظار همسرش که اکنون بیوه شده، ششم: سجاده‌ای که از زیر پایش کشیدند تا مثل مولایش حسین شود  و هفتم: سرخی خونش!



آهای عُقلای عالم‌، قضایای بحرین را به دقت بررسی کرده و به جای پرتقال فروش (اگر توانستید!) نشانه ای از وجود سازمان ملل پیدا کنید. بعد از سفر وزیر دفاع آمریکا به بحرین نیروهای نظامی سعودی و اماراتی برای سرکوب تظاهرات مردم بحرین (که پیروزی شان ناوگان پنجم دریایی آمریکا را تهدید می کند) وارد بحرین می شوند و دست به کشت و کشتار می زنند. آل سعود به کمک آل خلیفه آمده تا آل اسلام را نابود کند و تا راه سعادت را بر بشر ببندد.


آهای آقای “بان‌کیمون” تو و رفقای یانکیت و آن مردک مستر‌کراک؛ یا باید  پاسخ گو باشید که حقوق بشر یعنی چه؟ و یا لطفاً خفه شوید و  درب سازمان ملل را گِل بگیر !


و اما من هر سال عید دوکوهه بوده ام، چرا که دوکوهه بوی بهشت می‌دهد، اما امسال دوکوهه‌ی من پشت لب‌تابم است، می‌خواهم لبیک بگویم ندای هل من ناصر حسین را در کربلای خلیج. دید و بازدید من امسال، سرزدن به جبهه‌های نبرد مجازی برادران بحرینیم است. و شک ندارم که پیروزی از آن آنهاست.  بشنو از نی چون حکایت می‌کند،‌ شیعه را در خون روایت می‌کند!‌ این‌ خون‌های ریخته شده نهال انقلاب نوپای منامه را آبیاری می‌کند و دیر نیست که این نهال درختی تنومند شود و ما پشتیبان شما‌ هستیم ای پاره‌های تن ما.


و اما ای امید و ملجاء ما، ای رهبر آزادگان جهان،‌ یا خامنه‌ای،‌ ای امیر قافله‌ی صبر و بصیرت ای رهبر آزاده، حکم آنچه تو گویی و امر آنچه تو مصلحت بدانی، فقط  از ته فریاد می‌زنم آماده‌‌ایم آماده . سرانگشت اشاره‌ات اگر به جهاد بلند شود احدی از این‌ها زنده نخواهند ماند!‌ ما پیروان مکتب عباسیم و پر از بوی گل یاس و سرشار از احساس، تنها ‌حی علی الجهاد تو را می‌خواهیم ای آقای خوبی‌ها که چشمانت به افق است تا پرچم برسانی به موعود ….

لینک‌های مرتبط :

# دلی که الان برای شیعه خون نشه فردا برای امام زمان نخواهد تپید
#
دموکراسی آمریکایی و عربی در بحرین
#
یک تحلیل کوتاه: بحرین معادلات خلیج فارس را بهم خواهد ریخت
#
بحرین؛ کلید انقلاب های عربی (حاوی اطلاعاتی ناب از بحرین)