وکیلانه » مهدی خزعلی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها مهدی خزعلی

از “محمد‌ نوری‌ زاد و مهدی خزعلی”ها تا “عبدالمحمد شعرانی”

آبان ۲۸ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت, نامه‌های سرگشاده, وقایع اتفاقیه | ۱۴۱ دیدگاه »

امروز در خبرها آمده بود که تلوزیون فارسی بی‌بی‌سی، درخواست گفتگویی با جناب آقای "عبدالمحمد شعرانی"(+) معلم دوست‌داشتنی "کوچک‌ترین مدرسه‌ی دنیا"(+)  داشته که این جوان ایرانی پاسخی کوتاه امــا بسیار گویا به این درخواست داده :‌

بسم الله
«سلام، چراغ ما در همین خانه می‌سوزد خانم فرن!»
یا حق
عبدالمحمد شعرانی معلم مدرسه کالو

این یک خط نوشته آنقدر زیبا و گویاست و چنان لذت ایرانی بودن را به عمق جان می‌چشاند که فکر می‌کنم هر توضیحی راجع به آن فقط از زیبای‌ش خواهد کاست. در این یک خط نوشته، آقامعلمِ دوست‌داشتنی ما، تمام آن حرفی را که سال‌هاست برخی اپوزسیون جمهوری اسلامی که ادعای روشنفکری و ایضاً ایرانیت را دارند، نمی‌توانستند بفهمند را گفته است.

در اینجا فقط دوست دارم توصیه‌ایی به برخی‌ها داشته باشم. می‌خواهم به عنوان یکی از میلیون‌ها جوان ایستاده‌ی ایرانی، به دو جوان پشیمان دیروز یعنی آقایان خزعلی و نوری‌زاد (قَطّعَت توهیناتُه!) توصیه کنم سفری به روستای جمال آباد کالو از توابع بخش بردخون در ۱۸۰ کیلومتری بوشهر،و ۲۵ کیلومتری بندر دیر داشته باشند و در کلاس درس جناب آقای "محمد شعرانی" شرکت فعال پیدا کنند و با تلاش، از آقامعلم اندکی ایرانیت و عرق وطن‌دوستی بیاموزند!

از آنجایی که به عاقبت به‌خیری این دوجوانِ پشمانِ دیروز بسیار علاقمندم، قول می‌دهم همراه با دیگر دوستان با آقای محمد شعرانی صحبت کرده و از ایشان درخواست کنیم این دو را به شاگردی بپذیرید!

وبلاگ معلم مدرسه کالو
گزارش ماندگار کامران نجف‌زاده که مدرسه کالو را جهانی کرد

سرانجام دکتر “خ” ضمن توهین به ایرانیان اعتراف هم کرد !

مهر ۲۹ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت | ۱۲۷ دیدگاه »

 

در اولین روز از سفر ره‌بر‌ انقلاب به کرمانشاه روی یکی از عکس‌های استقبال مردمی نوشتم : "تمام مشکل سبزها اینه که فکر می‌کنن بیشتر از این مردم می‌فهمن، بیشتر از این مردم ایرانی هستن، بیشتر از این مردم در جریان امورن، این مردم نمی‌دونن، بی‌اطلاع‌ن و…"

آقای ضرغامی‌درست می‌گفت، میزان استقبال‌ها در قاب هیچ تصویری نمی‌گنجد اما کلیک روی تصویر زیر توصیه می‌شود!

اینکه کسی مخالف یک نظام باشد یا حتی در قالب اپوزسیون آن فعالیت منطقی داشته باشد هیچ اشکالی ندارد. اینکه کسی مدعی غیردمکراتیک بودن یک نظام هم باشد هیچ مشکلی ندارد. اما مشکل دقیقاً از آنجایی شروع می‌شود که یک گروه فکری یا افرادی از یک گروه فکری خود را "مردم" ب‌انگارند و یا خود را نماینده‌ی دائم و غیرقابل عزل مردم بدانند.

اتفاقی که بعد از دوم خرداد ۷۶ برای طیف فکری اصلاح‌طلبان افتاد! در آن زمان مردم به آنها رای دادند و آنها را انتخاب کردند ولی آنان خیال کردند که مردم آنها را به عنوان کسانی که بیشتر می‌فهمند! برای سرپرستی و آقابالاسری دائم العمر خود برگزیده‌اند و از این رو اولاً همیشه از موضع بالا و برتر به مردم نگاه کردند(+) و در ثانی به هیچ عنوان "نــه"ِ مردم را تاب نمی‌آوردند(+). از همان انتخابات شورای شهر که مردم به آنها نه گفتند شروع به جرزنی‌های بچه‌گانه کردند و هر چه پیش رفت و آنها با نه بزرگ‌تر مردم مواجه می‌شدند بیشتر برآشفته شدند تا در خرداد ۸۸ عملاً وارد مقابله مستقیم با رای مردم شدند.

با این وجود در میان این‌ها باز هم می‌شد و می‌شود افرادی را پیدا کرد که واقعاً‌ تصور می‌کنند حرفشان بر حق است و اکثریت مردم هم با آنها هستند و در راه احقاق حقی که آنرا متصورند تلاش می‌کنند.

اما افرادی وجود دارد که خودشان بهتر از همه می‌دانند در راه باطل و خلاف جهت مردم هستند و به همین دلیل، معمولا در نوشته‌های‌شان "گاف‌های" عجیب و بزرگی می‌دهند که اگر اعتقاد و باور قلبی به آن چیزی که ادعا می‌کنند، وجود داشت، هرگز و هرگز چنین گافهایی نمی‌توانستند بدهند! چون از کوزه برون همان تراود که در اوست…

نمونه‌ی بارز این افراد آقای دکتر "مهدی خزعلی‌" است. بدون هیچ توضیح بیشتری با هم نوشته‌ی اخیر ایشان‌(+) را می‌خوانیم:

از چرچیل می پرسند: " چرا تا آنسوی اقیانوس هند می روید و دولت استعماری هند شرقی را درست می کنید! اما بیخ گوشتان، ایرلند شمالی را نمی توانید تحت سلطه درآورید؟"

چرچیل می گوید: " ما دو ابزار مهم نیاز داریم که در ایرلند نداریم! "

می گویند آن دو چیست؟

چرچیل پاسخ می دهد: " اکثریت نادان و اقلیت خائن! "

* بحمدلله ما هر دو را داریم……!

۱۳۹۰/۷/۲۵٫ مهدی خزعلی (+)

با این نوشته ایشان علاوه بر توهین به ایرانیان، هم به در اقلیت بودن خودشان اقرار کرده‌اند، هم به خائن بودن دوستانشان و هم به خیلی چیزهای دیگر.

مطالب مرتبط:

افکار سبزها خنده‌دارتر است یا جوک‌های راجع به سن آقای جنتی؟