وکیلانه » مهدی هاشمی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها مهدی هاشمی

نامه سرگشاده یک طلبه به احمد منتظری

تیر ۱۵ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, پاسخ به شبهات | ۶۸ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

آیا کسانى را که مى‏‌پندارند به آنچه بر تو و آنچه (بر پیامبران) پیش از تو نازل‏‌ شده است، ایمان آورده‏‌اند نمى‏‌بینى که مى‏‌خواهند داورى را نزد طاغوت (وحکّام باطل) ببرند، در حالى که مأمورند به طاغوت، کفر ورزند. و شیطان مى‏‌خواهد آنان را گمراه کند، گمراهى دور و درازى! (نساء/۶۰)

جناب آقای مهندس احمد منتظری فرزند فقیه بزرگوار آیت الله حاج شیخ حسینعلی منتظری

سلام علیکم

یادم می‌آید از اوائل طلبگی، با شنیدن نام پدر بزرگوارتان اولین چیزی که در ذهنم نقش می‌بست، توصیه و تاکید فراوان ایشان به مجاهدت و کوشش طلاب در فراگیری علم بود. از آنجایی که فرزند سالاری و توجه به تربیت فرزند یکی از آداب رایج و نیکو در بین علماست، راستش را بخواهید همیشه دنبال این بودم که ببینم آیا این توصیه معظم له در شما تاثیر داشته یا خیر. اطلاع داشتم که شما به دروس نساجی مشغول بوده و بعد از شهادت اخوی مرحومتان، سراغ دروس دینی آمده‌اید اما متاسفانه هر چه فحص نمودم نه تقریری از شما یافتم و نه حتی یک حاشیه نگاری قابل توجه از شما به چشمم خورد.

تا اینکه مطلع شدم جنابعالی، در خصوص قضیه تعیین بازرس سازمان ملل برای ایران، نامه‌ایی به حضرت استاد آملی لاریجانی نگارش نموده‌اید. البته این نامه نگاری‌های شما مسبوق به سابقه است، اما چون تاریخ نامه‌های قبلی عموماً مربوط به هیجانات بعد از انتخابات بود، و این اولین نامه بعد از فروکش کردن آن غلیانات محسوب می‌شد به سرعت پیگیر دسترسی به نامه مذکور شدم، اما نه از باب کسب خبر بلکه فقط و فقط به جهت اطلاع از میزان سواد دینی جنابعالی.

جناب آقای مهندس احمد منتظری

متاسفانه بعد از مطالعه متن نامه شما، به وضوح دریافتم که حد و اندازه قد و قامت شما، در حد برخی از همان جوانان جوزده کف خیابان‌هاست بلکه پایین تر! و صد البته با این تفاوت که آنها صادقانه دستبند سبز به دست، افکار درست یا غلط خود را فریاد می‌زنند، اما شما منافقانه با لباس دین، دروغ می‌گویید و بجاست در همین جا بابت این تشبیه از جوانان صادق جنبش سبز عذر خواهی کنم.

جناب آقای احمد منتظری

در پاسخ به نامه مذکور، شما را ارجاع می‌دهم به آیه‌ایی که نامه را با آن شروع کردم و همچنین صراحت آیه ۱۴۱ سوره نساء و اصل نهم قانون اساسی ایران و به شما برادرانه توصیه می‌کنم جهت مداقّه در خصوص این آیات، نه به همکارانتان در لندن و واشنگتن که بلکه به تقریرات مرحوم پدرتان رجوع کنید! اما از این نامه پر از غلط شما که بگذریم ۲ سوال از شما دارم و سپس یک توصیه برادرانه:

۱) به جهت شرعی و اخلاقی رسم است بین تمام علماء سلف و خاندان آنها که پس از فوت مرجع یک خانواده، دفتر و دستگاهی که موجود بوده تماماً بسته شده و حتی در مواردی فرزند ارشد خانواده به خاطر حفظ جایگاه فقیه مرحوم و جلوگیری از هرگونه سوء استفاده ، اقدام به شکستن مهر و امضاء‌ها می‌کند، حال می‌شود بفرمایید به چه حقی و بهتر بگویم به چه نیتی بعد از فوت آیت الله منتظری از لطف و شفقت نظام اسلامی سوء استفاده کرده و دفتر معظم له را همچنان مفتوح نگه داشته‌اید؟ و با کمال وقاحت گاهاً‌ از همانجا اقدام به برقراری ارتباط با رسانه‌های شکلاً و ماهیتاً ضد اسلامی می‌کنید ؟

۲) در دهه ۶۰ سید مهدی هاشمی، تحت حمایت خاصه ابوی ساده‌لوحتان مرتکب لااقل ۱۰ فقره جنایات هولناک گردید که حتما از اسناد و مدارک غیرقابل انکار آن مطلع هستید؛ آیا بهتر نیست بجای توهین گاه و بی‌گاه به حاج‌احمد‌آقای خمینی و دلسوزی برای آخرت حضرت استاد آملی لاریجانی، به فکر آخرت پدرتان باشید و اولاً اذهان جامعه را نسبت به آن امر روشن کرده و در ثانی از عموم ملت ایران و خانواده‌های داغدیده طلب حلالیت کنید؟

و اما یک توصیه :
شما به عنوان یک انسان آزاد هستید هر تفکری داشته باشید، اما آیا بهتر نیست به علت عدم دارا بودن سواد دینی، لباس مقدس دین را از تن خارج کرده و صادقانه فرای نام دین و نسب خانوادگی، هم‌چون جوانان دیگری از این مرز و بوم به مبارزه با آن چیزی که مخالفش هستید بپردازید؟
همه موافقین و مخالفین مرحوم منتظری بزرگوار، متفق القول هستند به عالم بودن‌ ایشان. بهتر نیست برای وجهه علمی آن مرحوم ارزش قائل بوده و مستقل از این موقعیت، حرف دلتان را بزنید؟
آخر وقتی می‌بینم هتاکان بی‌شرم و فحاشان گستاخ به امام مظلوممان هادی النقی (علیه آلاف تحیه و الثناء) شما را حجه الاسلام خطاب می‌کنند نمی‌دانم بخندم یا اشک بریزم و تاسف بخورم بر حجه الشیطان بودن شما!

والســلام علی من اتبع هدی
امیرعلی صفائی؛ چهارم شعبان المعظم ۱۴۳۲

طلبه‌ای از سیرجان بازداشت، دختری از رفسنجان آزاد

خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۰ دسته دستگیری فائزه هاشمی, وقایع اتفاقیه | ۴۰ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# خبر این است : حجت‌الاسلام علیرضا جهانشاهی، یا همان طلبه‌ی سیرجانی خودمان دوباره دستگیر شد. توسط چه کسی؟ معلوم نیست. به چه جرمی؟ باز هم مشخص نیست. تا کی و در چه مکانی؟ مشخص نیست. چه ارگانی او را دستگیر کرده ؟ باز هم لامعلوم. زمان برگزاری دادگاهش چه زمانی است؟  اصلاً به‌توچه. فضولی؟

# ظاهراً طلبه‌ای از سیرجان، شده مثل کودکی از غزه و یا دختری از بحرین که عادت‌ کرده‌ایم هر از گاهی خبرهایی بد از آن نواحی بشنویم و رگ غیرتمان هم اگر داشته باشیم البته آنقدر کلفت شده که ککش هم نمی‌گزد. من از قوه‌ی قضاییه تعجب نکردم، چرا که همه می‌دانند مدت‌هاست برخی رسماً ذلیل دخترکی از رفسنجانی شده اند؛ من فاتحه‌ی غیرت برخی‌ مسولین را مدت‌هاست که خوانده‌ام. دقیقاً از همان زمان که فهمیدم عرضه‌ی حتی برخورد با یک سایت کذاب “آینده نیوز” را هم ندارند، من می‌دانم درصد جسارت برخی‌ ذی‌شرف‌ها و ذی‌غیرت‌ها چقدر زیاد شده اما اینها مشکل نیست، مشکل این است : آنها که شنیدن نام ژیگول بچه‌ایی به اسم مهدی هاشمی مو بر بدنشان سیخ می‌کند ، برای بچه بسیجی ها شاخ شده‌اند و البته درد اینجاست که راستش را اگر بخواهی اشکال از غیرت ماست نه از جسارت آنها.

# مشکل اینجاست که برخی اشباه‌الرجال‌ها می‌خواهند خوب بودن در ایران پرهزینه باشد و در مقابل همرنگ جماعت بودن عادی و ساده. و درست  آن زمان که  سر ما گرم توهمی به نام جریان انحرافی بود، حمایت از بحرین موجب کتک خوردن و بازداشت شد، نهی از منکر به قیمت یک چشم تمام شد، ساختن “پایان‌نامه” موجب بی‌آبرویی و متهم شدن به بی‌سوادی در تلوزیون رسمی ایران گردید، “نه‌ دی” نیامده توقیف شد، قاتل شهید حسین‌کبیری، پدر و مادر و خواهر حسین را در دادگاه به باد کتک گرفت و آینده نیوز هم در شهادت‌ش تشکیک کرد و … و … و …. اکنون هم خبر آمده که طلبه‌ی سیرجانی بازداشت شد و البته دخترکی از رفسنجان همچنان مشغول ابتیاع ساندویچ است.

#
باریکلا به غیرتمان. احسنت! خوب چشم جریان انحرافی را کور کردیم! غافل از آنکه انحراف اصلی در ترویج بی‌غیرتی و هزینه دار شدن غیرت است. هم اکنون بالاترین نرخ رشد قیمت در ایران، مربوط به قیمت غیرت است و بیایید قبول کنیم “حسین” ها وظیفه‌شان را انجام دادند،‌ این ما بودیم که “زینب” نشدیم و “نه دی” را در “نه دی” باقی گذاشتیم و همه‌ی این مشکلات از عدم پیگیری برای اجرایی شدن شعار‌ها و درخواست‌های امت نه‌دی است.