وکیلانه » نشست انديشه هاي راهبردي
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها نشست انديشه هاي راهبردي

یک سوال ساده از برخی مدافعان حقوق زن ایرانی

دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ دسته اجتماعی, ره‌بر حکیم انقلاب | ۳۶ دیدگاه »

# به نظرم یکی از لوازم پیشرفت در هر جامعه وجود "خبرنگار" به معنی عام آن است. یعنی در کنار افرادی که شغلشان خبرنگاری است حضور شهروندانی که در کنار کار و زندگی روزانه ی خود به فراخور دغدغه ایی که دارند و در همان زمینه؛ "زشتی ها" یا "زیبایی هایی" را که می بینند به طریقی به اطلاع جامعه برسانند. به این طریق یک همپوشانی ایجاد می شود که هیچ چیز از دیده شدن دور نماند.

اجازه بدهید کمی جسارت به خرج بدهم و بگویم به نظرم حتی خبرنگاران یا شهروند خبرنگارانی که با سوء نیت هم به مخابره ی خبر می پردازند؛ این کارشان باز در نهایت به سود جامعه تمام می شود. به دلیل همان کمک به دیده شدنِ هر چه تمام ترِ "زشتی ها" یا "زیبایی ها" و از این جهت است که با مفهومی که به "سیاه نمایی" معروف شده زیاد موافق نیستم و نمی پذیرم با موسع تفسیر کردن این مفهوم و چسباندن این انگ؛ کسی را تخطئه کنیم.
به نظرم مفهوم خبرنگار چیزی است مثل پزشک!! وقتی ما از خبرنگار حرف می زنیم باید در مرحله ی اول مراجعه به پزشک به ذهنمان متبادر بشود. معمولاً وقتی به پزشک مراجعه می کنیم انتظار نداریم در مورد آن ۹۹ درصدِ سالم بدنمان صحبت کند بلکه می خواهیم با دقت و سخت گیری؛ آن یک درصدِ معیوب را یافته و به ما هشدارهای لازم را در مورد آن بدهد و خنده دار است اگر کسی به پزشکِ دلسوز بگوید چرا آن ۹۹ درصد سالم را رها کرده ایی و به آن یک درصدِ معیوب چسبیده ایی؟ تو قصد سیاه نمایی داری!!

البته پرواضح است وقتی خبر به دروغ آغشته شد به درد لای جرز دیوار هم نمی خورد و کارکردی به شدت برعکس آن چیزی که گفته شد را پیدا می کند و یکی از آفات جامعه می شود همان خبرنگاری که دروغ قاطی کارش شده یا کارش به حب و بعض شخصی گره خورده باشد. و فکر می کنم اتفاق نظر داشته باشیم که عدم بیان تمام واقعیت؛ تفاوتی با دروغ ندارد.

# به تناسب تحصیلات و شغلم معمولا اخبار مربوط به "زنان" و "خانواده" را پیگیری می کنم. تا آنجایی که من دیده ام خبرهای خیلی کوچک هم از منظر فعالین عرصه ی زنان دور نمی ماند. علاوه بر این بارها و بارها وقتی کسی به اسم اسلام یا حکومت حرفی می زند که فعالان این عرصه احساس می کنند این حرف درستی نیست آن را در بوق و کرنا کرده که فلانی این حرف را زد و ببینید وضع زن ایرانی را!

حالا برایم سوال شده کسانی که اینچنین خبرهای مربوط به زنان و سخنانی را که افراد منسوب به حاکمیت در مورد زنان می زنند را زیر ذره بین می برند چرا نسبت به اتفاق بسیار مهمی که در روزهای گذشته در این کشور افتاد سکوت محض اختیار کرده اند؟!؟

شخصیت اول این مملکت؛ در دومین گام از سری نشست های اندیشه های راهبردی ایران؛ بعد از مقدمه ی "الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت" و پس از موضوع عدالت؛ موضوع حقوق زنان و خانواده را در دستور کار قرار می دهد و صراحتاً اعلام می کنند :"مسئله‌ى زن و خانواده براى کشور، جزو مسائل درجه‌ى یک است."

فراتر از اینکه در این جلسه چه گفته شد(+)؛ مهم این بود که نشانه ایی کاملاً واضح و صریح  از سطح دغدغه ی ره بر جامعه ی اسلامی و حاکمیت  نسبت به موضوع زنان ارسال گردید و مشخص شد موضوع زن در ایران از چه جایگاه والایی برخوردار است.

اما چرا برخی مدافعان حقوق زن ایرانی که گاهی برای کوچیک ترین اظهار نظر فلان سخنران گریبان چاک می دهند؛ در برابر این مساله سکوت کامل اختیار کرده اند؟

نوشته ی من تمام شد و سوالی را مطرح کردم که امیدوارم حداقل ذهن یک نفر را درگیر کند و نسبت به راست یا دروغ بودن ادعای دفاع از حقوق زنان توسط برخی ها  به تفکر وا دارد؛ اما در مقام پاسخ به این سوال چیزی که به نظرم می رسد این است. فمینیست ها یا شبه فمینیست های ایرانی یا برخی مثلاً مدافعان حقوق زن ایرانی؛ از حقوق زن برداشتی دارند که به هیچ عنوان با نظر متعالی اسلام راجع به زن سازگار نیست و از منظر آنها "حقوق زن" در این چارچوب نمی گنجد. کدام چارچوب؟ اسلام!! و از این رو اساساً برایشان مهم نیست که یک ره بر اسلامی از جایگاه حکومت اسلامی چنین (+) دغدغه ی مهمی داشته باشد. چرا که مشکل اینها همین اسلام و مسلمانی است و نه چیزی دیگر. به نظر من البته.