وکیلانه » نه دی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها نه دی

ما ، در ۹دی دل حضرت زهرا را شاد کردیم

دی ۷ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۹۹ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

۱۱۰ روز تا ایام فاطمیه


یکسال پیش همین روزها، فتنه گران عاشورا به پشتوانه ی سکوت زبیریان دنیا پرستی که آقازاده هایشان دستشان را از ولایت کوتاه کرده بود، می خواستند خون به دل مولا کنند. به اسم خط امام می خواستند در خیابان انقلاب، کوچه ی بی غیرتی باز کنند؛ حساب همه چیز را هم کرده بودند، برای بستن دست علی، حتی طناب نامه ی سرگشاده ی بدون سلام هم آورده بودند!

همه چیز محیا بود برای بی غیرتی، برای هتک حرمت انقلابِ زهراییان. تا آنجا پیش رفتند که درب نیم سوخته ی بسیج را نیز هم دوباره به آتش کشیدند. مادران شهدا میان کوچه ی انقلاب ایستاده بودند، می رفت تا لگد های شعار منحوس “مرگ بر اصل …..” پهلوی مادران شهید را بشکند؛ نه پیش روی حسن (ع) که بلکه اینبار پیش روی مهدی (عج) دست هایی برای سیلی بالا رفته بود، غلاف های شمشیر آماده شده بود و زهراییان میان کوچه ها، فتنه گران دلارهای حرام در شکمشان رفته بود و حساب همه چیز را کشیده بودند الا حساب اصلی ترین مسئله را!
آری دلار های حرام کورشان کرده بود و نفهمیدند اینجا که کوفه نیست، مدینه نیست، نینوا و شام هم نیست اینجا ایران است مهد دلیران، بیشه ی شیران، سرای شهیدان.
آری ۹دی شده بود و این ملت زیر عبای رهبری که تارش از نخ های چادر خاکی است و پودش از رگهای غیرت عباس، از کتف قطع کردند دستی را که برای سیلی بلند شده بود. ۹دی ۸۸، در کوچه ی انقلاب میلیون میلیون شیعه ی دلسوخته پشتیبان فاطمه ی زهرا (س) بودند در برابر اقلیتی چند نفره ی لجوج و پر سر و صدا.

و اینک ما مفتخریم که صبورتر از مادران داغ دیده مان و انقلابی تر از پدران شهیدمان، در ۹دی دل مادرمان حضرت زهرا را شاد کردیم/
مادر ما  که بی مزار است و برای سلام دادن به مادر بعد از هر نماز نمی دانیم رو به کدام سو باید بایستیم اما در ۹دی۸۸ رو به قبله، ترنم عاشقانه ی ذکر “السلام علیک یا فاطمه الزهرا، یا بنت محمد، یا قره عین رسول، یا ام الحسن و الحسین، یا ام الزینبین” بر لبمان گل کرد تا دنیا بداند که ما نسل ظهوریم و از تبار نور، رهبری داریم به قداست بلور و قصدمان عبور است از کوچه ظهور، پس یا اهل عالم ما منتظر منتقم فاطمه هستیم، ایستاده ایم تا انتقام روی نیلی بگیریم، زنده ایم چون رزمنده ایم، هر روزمان ۹دی است حالا تو با سلاح کفرت ما با سلاح ایمان بجنگ تا بجنگیم ….

انقلاب خون و قدم !

دی ۵ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۹۸ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

در جایی مولانا نقل کرده که فیل سواری شباهنگام به شهری می رسد که ساکنان آن تا کنون فیل ندیده اند. وقتی در اتاقی فیل قرار می گیرد هر کدام وارد آن اتاق تاریک می شوند و دستی بر فیل می کشند. بیرون که می آیند بر اساس بخشی که دست کشیده اند نظری می دهند. مثلا آنکه به خرطوم فیل دست کشیده می گوید فیل همچون ناودان است! یا آنکه به پای فیل دست کشیده می گوید فیل همچون ستون است و دیگری که به گوش های فیل دستی زده می گوشد فیل مانند بادبزن است!


حال حکایت این ضد انقلاب و اربابان کاخ نشینشان چیزی نیست جز همین. بیچاره های درمانده اساسا نفهمیده اند که انقلاب یعنی چه؟ سال گذشته خیال می کردند  با یک مشت اراذل و اوباش سیاسی می توان کاری پیش برد. آمدند به فتنه گری. اما غافل از اینکه این مردم انقلابی هستند و تهدید را همیشه تبدیل به فرصت می کنند! و در این مقطع تاریخی نیز اینچنین کردند.
این انقلاب، خروش خون و قدم است! حسین کبیری سعادت داشت و در سعادت آباد از تنگه ی تنگ شهادت عبور کرد و ما نیز سعادتمند بودیم و هم قدم انقلاب شدیم در نه دی!
نه دی و ماادراک ما نه دی! “الیوم یاس الذین کفرو من دینکم”آنانکه خیال هرزه در ذهن می پروراندند تودهنی خوردند به گونه ای که دندان عقلشان افتاد و اکنون افتاده اند به هذیات گویی و مایه خنده ی ملت شده اند.
در نه دی طنین افکن شد صدای یا حسین یا حسین ملتی که خونش به جوش آمده بود. و هر قدم لعنت می فرستاد به میر حسین موسوی که نمادی بود از کفر و نفاق جهانی.
نه دی بغض تاریخی فرو خفته ایی بود که متجلی شد در یک تاریخ خاص.نه دی تجلیگاه غضب این ملت بود بر جماعتی متوهم.

و دنیای کفر و نفاق بداند به حکم کل یوم عاشورا هر روز این ملت نه دی است. ما امتی هستیم که عشق راهپیمایی داریم. روزهاست دلتنگ یک راهپیمایی شده ایم، البته چون شما دشمنان “ح م ق” بر وزن فعل  هستید باید بگویم دیرزمانی است دلتنگ ساندیس شده ایم!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:

۱) خداییش شیخ بی سواد کم نمیگذارد برای این ملت. همیشه در فکر شادی ماست. اخیرا هم که گفته میخواهد سرش را به دیوار بکوبد. زیاد از فیزیک سر در نمی آورم اما در نظر بگیرید جسمی تو خالی به دیوار برخورد کند. چه صدایی تولید می شود؟ گرومپ …..

۲) روزانه نوشت را از دست ندهید!

تو اصل مذهب منی، یا امام خامنه ای

آذر ۱۲ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۲۰ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

ضربان قلبم را به روی لبخندهای تو تنظیم کرده ام یا مولا؛ ای پسر زهرا ، ای آخرین نگار یار؛ چون که  ولایت تو اصل مذهب من است. همانگونه که ولایت علی رکن رکین دین محمد است!

یا خلف صالح گل نرگس؛ من نیک می دانم که شیعه ی بی ولایت فقیه بی معنی است همانگونه که اسلامِ بی ولایت علی ناقص!

من قبل از آنکه یک ایرانی باشم تا بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی، مولای مطهر رهبرم باشد؛ یک مسلمانم و بر اساس حکم قرآن، سوره ی نساء آیه ی ۵۹؛ مولای مطهرم ولی من است. و این است و جز این نیست که ولایت سیدعلی عین ولایت علی است. آری بگذار دوباره تاکید کنم که ولایت سیدعلی عین ولایت علی است. “ذکر علی عباده” و بگذار یکبار دیگر هم ذکر بگویم، ولایت سیدعلی عین ولایت علی است.
من هر گاه می خواهم در وبلاگم چیزی بنویسم ، قبل از آن فکر کنم به اینکه از علی می نویسم یا از سیدعلی؛ به این می اندیشم که دارم از ولی می نویسم. و این اندیشه که نکند کم بگذارم در حمایت از ولی که آن دنیا چگونه جواب خون حسین کبیری را بدهم؟ که او جوانیش را و عمرش را نثار راه ولی اش نمود و من؟ او به پیروی از زهرای اطهر فدای امامش شد و من؟ او همچون عباس نثار راه یارش شد و من؟

محرم نزدیک است و نوای یا لیتنی کنت معک سر داده می شود و زیارت عاشورا خوانده می شود اما من زیارت عاشورایم هم ناقص می ماند اگر صد لعن به سران فتنه ی ۸۸ نگویم! که در این کوفه ی دنیا، در این روزگار پر از ننگ، در این  وقت پر از رنگ؛ حسین همان حسین است و تو بنگر که یزید کجاست؟ و تو در کدامین سپاهی؟ آقای ساکت، از بدن پاره پاره ی اکبر شرم کن اگر که  بعد از گذشت یکسال هنوز هم تنها نظاره گری! خواص بی بصیرت که جای خود، ما آقایان ساکت را نیز لعنت می گوییم. آری صد بار لعنت به آنکه صدای هل من ناصری حسین را می شنود و از روی تپه های روزمرگی تنها نظاره گر است!

سعادت ابدی را  تنها دو شرط لازم است، یکی حب فاطمه است که من این درس را از حر گرفتم و شرط دیگری بغض دشمنان علی، که باز هم استاد این درسم حضرت مادر زهرای اطهر است.

هر کس هر چه می خواهد بگوید، من یک وبلاگ نویس با دلی پر از کینه هستم! دل من لبریز از کینه است. و  مگر  می شود صدای ضرب سیلی آهنگ گوشت شده باشد و تصویر درب سوخته جلوی رویت و  دلت بی کینه؟ من بجز مهر حسین، کینه ی دشمنان حسین را هم با شیر و از مادر گرفتم. و فقط منتظر سرانگشت اشاره ی مولای مطهرم تا نابود کنم هست و نیست  ابن مرجانه های بی پدر روزگار را!

دل ما بچه شیعه ها خون است، خون! و دیگر تاب ندارد دیدن برخی صحنه ها را. تاریخ هرگز نخواهد دید دوباره دستان بسته ی علی را. هرگز! هیهات که زینب دوباره به اسارت برود، هیهات. قسم به خونی که در رگهای غیرتم می جوشد و  قسم به قلم که دیگر هرگز علی اصغر تشنه نخواهد ماند؛ هرگز.

تو هم آرام بگیر و بی تابی نکن ای رقیه جان. ای خاتون دل ارباب بی تابی نکن برای بابای غریبت که  ما نسل نه دی هستیم. جوانانی غیور  با صبری بیشتر از صبر مادران داغدارمان و شوری بیشتر از شور پدران غیرتمندمان؛ نه سازش نه تسلیم سیدعلی ماهستم. آری ای نازدانه ی حسین ما هستیم برای یاری بابایت. عمو عباس رسم رزم آموخته به ما  و  با دستان از تن جدایش  پیغام داده  که ای بسیجیان خط خامنه ای چشمانتان دوخته شده باشد به افق و گوش به فرمان صدای دلربای سیدعلی باشید که دیر نیست زمانی که  ندا سر دهد: ایها الناس مهدی آمد بیاید برویم برای بیعت…
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:
۱)
دلم مست و لبم مست و سرم مست / بخون ای دل که صبرم رفته از دست. بخون ای دل محرم اومد از راه / بخون اجر تو با عباس بی دست

صفحه 2 از 212