وکیلانه » هاشمی رفسنجانی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها هاشمی رفسنجانی

هاشمی پرستی حد و مرز ندارد

اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۱ دسته از مجلسی که ما داریم!, انقلاب اسلامی, دستگیری فائزه هاشمی | ۶۸ دیدگاه »

قبلاً هم نوشته‌ بودم که به نظرم خانواده‌ی عزیز شهدا کاملاً حق دارند مثلِ هر فردِ دیگری موضع‌گیری علنی داشته باشند و در مواردِ مختلف نظراتِ خودشان را حتی اگر خلافِ نص صریح وصیت‌نامه‌ی شهیدشان باشد ابراز کنند. فقط با این شرط که بجای "همسر"، "مادر"، "پدر"، "پسر" یا هر لقبِ دیگری با اسم و هویتِ واقعیِ بدونِ پسوندِ شهیدشان ابراز نظر کنند.

پسوندِ نسبی یا سببی برای هیچ‌کس امتیازی محسوب نمی‌شود و اساساً خودِ شهید هم محترم است به راهی که در آن جان‌ش را فدا کرده. حالا اگر هم خالی از اشکال باشد که فردی بجای عرفِ مرسومِ رفتنِ خدمتِ خانواده‌ی محترمِ شهدا، متکبرانه خانواده‌ی شهدا را به حضور بپذیرد دیگر قابل تحمل نیست که اگر آن خانواده حرفشان به مذاق حضرات خوش آمد و برای سوءاستفاده مناسب بود شایسته‌ی پسوندِ نسبی‌ش با شهید باشد(+) و اگر حرف‌شان به مذاقِ طرف خوش نیامد این لقب برداشته شود! (+)

اگر بازتاب، (بخوانید آینده نیوز) در هر دو خبر از اسم و هویت شخصی افراد بدون ذکرِ پسوندِ منتسب به شهید استفاده می‌کرد جای هیچ انتقادی نبود اما چنین رفتارِ دوگانه‌ایی و شهدا‌ و خانواده محترم آنها را دستمایه‌ی بازی‌های رسانه‌ایی قرار دادن، به شدت باعث شرم‌ساری است.

ایکاش ماجرا به همین‌جا ختم می‌شد و در حد انتقاد به یک تیترِ دوگانه باقی می‌ماند. اما با کمال تاسف بازتاب وقتی سکوت مقابل دستمایه قرار دادن خانواده شهدا برای اعاده‌ی حیثت یک جریان سیاسیِ ورشکسته را می‌بیند، گستاخ‌تر شده و در مطلبی با عنوانِ "چه کسانی به دنبال سوءاستفاده از خونِ شهدای هسته‌ای هستند؟" بازی زشتِ رسانه‌ایی را که خودش شروع کرده منتسب به دیگران می‌کند و با اشاره به بزرگداشتِ مراسمِ شهید احمدی روشن می‌نویسد: "این که تنها به خاطر روابط دوستی شهید روشن با برخی سیاسیون کنونی، در نوع بزرگداشت آنان این میزان تفاوت ایجاد شود، با چه منطقی قابل دفاع است؟"

ایکاش هاشمینیسم و هاشمی‌پرستی به بازتابی‌ها اجازه می‌داد تا واقعیات را تحریف نکنند و بجای دروغ‌گویی که بین مراسمات تفاوت وجود داشته دریابند که ملت و بخصوص جوانانِ ایران تک تک اعضاء خانواده‌ی شهدای هسته‌ای و بلکه‌ همه‌ی شهدا را هم‌چون عزیز‌ترین عزیزان‌شان دوست داشته و می‌دارند و با هربار دیدنِ تصویرِ مظلوم آرمیتای شهید رضایی نژاد یا همسرانِ شهیدان علی‌محمدی و شهریاری و احمدی روشن و هر فرزند و مادر و پدر شهیدی بجای سوءاستفاده‌های سیاسی، اشک بر دیدگان‌شان می‌نشیند و به فکر ادای دین به این خانواده‌های مظلوم  می‌افتند نه اینکه حاضر نباشند از پشت میز هم به خود تکانی بدهند و به فکر باشند تا چگونه از خانواده‌ی مظلومِ شهدا برای تسویه حساب‌های سیاسیِ خود استفاده‌ ببرند!

جوانانِ مشتاقِ راهِ شهدا از سخنرانیِ زینب‌گونه‌ی مادرِ‌ استوارِ شهید احمدی‌روشن و تمامی همسران و مادران و پدرانِ مظلوم شهداء راهِ اعتلای ایران نیرو می‌گیرند تا راهِ ناتمام شهداء را به اتمام برسانند و همیشه قدردانِ خانواده‌ی های صبورِ شهدایی هستند که استوارانه عطر و بوی ایستادگی را می‌پراکنند.

تیم رسانه‌ایی ورشکسته‌ی آقای "ف.ص" هم خوب بدانند به هزار و یک طنابِ پوسیده‌ی دیگر که چنگ بزنند باز هم هرگز نخواهند توانست از زیرِ سوالِ همیشه بی‌جوابِ ارتباط‌شان با متهمِ فراری به اسم "مهدی هاشمی" شانه خالی کنند! متهمان به سرقتِ اموالِ عمومی را چه به نظر دادن راجع به خانواده‌هایی که عزیزترین دارایی‌هاشان را هم خرج این مملکت کرده‌اند؟‌

پــ نـــ
بازتاب، در حالی که فیلتر است چنین جولانی می‌دهد و قوه‌ی محترم قضا هم….

مطالب مرتبط :
مشکل اصلی اسرائیل “مادر شهید مصطفی احمدی” است
  شکوفه‌هایی که امسال بابا ندارند… 
چه کسانی اقتصاد سرمایه‌داری را به ما توصیه می‌کردند و چه بلایی بر سر اقتصاد آوردند؟!
هاشمی رفسنجانی از “پانه‌تا” یا “پانه‌تا” از هاشمی رفسنجانی ؟!

امسال برای من، سوم دی مهمتر از نهم دی است

آذر ۲۹ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, اندر احوالات جنبش سبز, دستگیری فائزه هاشمی | ۱۰۷ دیدگاه »

با هرکسی که تعارف داشته باشم با شما مخاطبین عزیز وبلاگم که تعارف ندارم. دارم؟ راستش را بخواهید می‌خواستم از امشب چیزی در وبلاگم بنویسم مبنی بر "شروع اعتصاب غذای خشک"‌م تا سوم دی. اما دیدم با  این کار اولاً خیلی خودم را جدی می‌گیرم و خودم را مهم فرض می‌کنم در ثانی تاثیری را که باید داشته باشد ندارد. فلذا تصمیم گرفتم در همین حدی که مشاهده می‌فرمایید در خصوص اهمیت ۳ دی ۱۳۹۰  مسائلی را بیان کنم:

۱) بر اساس وعده‌ی دستگاه محترم قضاء اگر ابر و باد و مه و خورشید و کاسه‌لیسان هاشمی اجازه بدهند انشالله، گوش شیطان کر قرار است والاحضرت، "شاهزاده فائزه هاشمی بهرمانی" به دستگاه محترم قضایی نزول اجلال فرموده و در خصوص اتهاماتی که متوجه اوست پاسخ‌گو باشد. این اتفاق اگر صورت بگیرد طبیعتاً باید موجی از خوشحالی را ایجاد کند. برای همه‌ی آنهایی که عدالت برایشان مهم است. برای همه‌ی خانواده‌هایی که فرزندانشان در جریانات ۸۸ مورد تعقیب قضایی قرار گرفتند و آرام و قرار از آن خانواده‌ها گرفته شد ولی از خانواده‌ی هاشمی نه، برای همه‌ی کسانی که در نه دی آمدند بیرون و فریاد زدند "تاجر ورشکسته برگرد به باغ پسته" و برای همه‌ی کسانی که می‌خواهند خلاص بشوند از برده‌ی خاندان هاشمی بودن!

۲) گفتم برده، شاید تعجب کرده باشید. اما توضیح می‌دهم چرا برده. دوستان! مگر انسان چیزی بجز "مال" و "اعتقاد" می‌تواند داشته باشد؟‌
تا اینجای کار لااقل در حد اتهام بسیار جدی، بخش قابل توجهی از "مالِ" من و شمای نوعی را شخصی به نام "مهدی هاشمی" بالا کشیده و رفته به یلری تلری در آنسوی جهان و اصلاً‌ به شخصه ناامید هستم از پیگیری قضایی او و همین حالا که دارم این را می‌نویسم ترس دارم از فیلتر شدن وبلاگم به علت ذکر این موضوع و اهانت به ارباب!. از آن سو هم شاهزاده "فائزه‌ی هاشمی" از قبل از ۸۸ تا کنون هر توهینی که ممکن بود به "اعتقادات" ما نموده و آخر سر هم با دعوت کاسه لیسی به اسم "ر" در مجمع تشخیص مصلحت نظامی که خون پدر و برادر و خواهر امثال من و شما پای آن ریخته شده می‌رود و از آنجا در آغوش امن پدر هرچه که تا کنون نگفته را می‌گوید. (سطح تحصیلات فائزه را شما می‌دانید؟)
با وجود فقط همین دو مورد به شخصه احساس می کنم در این مملکت برده‌ی خاندان هاشمی هستم و آنها قوم برتر هستند که مصونیت آهنین دارند اما من باید حتی از نوشتن این سطور هم بترسم، شما را نمی‌دانم!

۳) متاسفانه یکی از بزرگترین مشکلات جامعه‌ی ما "شعارزدگی" است و به جرات می‌توانم بگویم هیچ چیزی در این مملکت از "شعارزدگی" در امان نیست. کافی است "کلمه‌ی خاصی"، "رهنمود مهمی"، "اتفاق تاثیر گذاری" یا هرچیزی دیگر به وقوع بپیوندد آنگاه است که حضرات مسئول دور هم جمع شده و به فجیع‌ترین شکل ممکن به گونه ایی آنرا به "گند" می‌کشند که تنها ثمره اش "ایجاد حس تفر در مخاطب نسبت به آن امر" باشد.
فلذا دوست دارم تا دیر نشده نسبت به ورود آقایان مسول به "مساله‌ی ۹ دی" هشدار بدهم. نه دی مردمی‌ترین و انقلابی‌ترین تظاهرات نسل من است. فکر می‌کنم هر کس در ۹ دی حضور داشته حتماً این را با گوشت و پوست و استخوانش حس کرده. پس حضرات "کارمند جمهوری اسلامی" لطف بفرمایند برای بیلان کار دادن به مقامات بالاتر وارد این مقوله نشوند و اجازه بدهند این مقوله توسط "سربازان انقلاب اسلامی" پیگیری شود تا مانند سایر مسائل نگردد. به عنوان مصداق هم ذکر کنم یکی از بدسلیقه‌ترین کارها در خصوص ۹ دی، راه‌اندازی راهپیمایی به مناسبت سالگرد آن است که به نظرم هیچگونه موضوعیتی ندارد. و باز به عنوان مصداق عرض کنم مهمترین وظیفه در خصوص ۹ دی تبیین چیستی آن است.

در انتها لازم است عرض کنم به نظرم "تحقق آرمان‌های ۹ دی" بسیار مهمتر از "بزرگداشت ۹ دی" است. و امیدواریم با پشتیبانی و درخواست ما، عزم قوه محترم قضاء جزم تر شده و در "سوم دی" یکی از آرمان‌های بر زمین مانده‌ی "9دی" یعنی  رفع تبعیض شهروندی و سهم خواهی ویژه  محقق شود.

راستی! می‌گویند انگار ۳۰ آذر هم قرار است پایان امپراطوری فساد در  "دانشگاه آزاد" باشد.

چه کسانی اقتصاد سرمایه‌داری را به ما توصیه می‌کردند و چه بلایی بر سر اقتصاد آوردند؟!

مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, ره‌بر حکیم انقلاب, زیربنایی | ۱۲۱ دیدگاه »

. آن کسانى که توصیه میکردند ما روشهاى نظام سرمایه دارى را دنبال کنیم، آنها را یاد بگیریم، آنها را عمل کنیم، به این واقعیتها نگاه کنند، ببینند که نظام سرمایه‌دارى چیست؛ بن‌بست کامل. امروز نظام سرمایه‌دارى در یک بن‌بست کامل است. ممکن است نتائج این بن‌بست سالها بعد به نتائج نهائى برسد، اما بحران غرب به طور کامل شروع شده.

این جملات بخش‌های از بیانات ره‌بر انقلاب در کرمانشاه است(+). در این نوشته می خواهم حدس بزنم که منظور از “آن کسانی که” چه افرادی است و با این نوع تفکرات خود چه بلایی بر سر اقتصاد ایران آوردند!

به علت مشکلات آغاز انقلاب و جنگ نمی‌‌توان تحلیل ماهیت‌شناختی درستی روی دولت‌ها در دهه‌ی اول انقلاب داشت اما حل معضل جنگ همزمان بود با آغاز دولت آقای هاشمی. کسی که به صراحت بیان می‌کند: ” تز اقتصادی‌ خود را  بارها اعلام‌ کرده‌ام‌ که‌ اقتصاد اسلام‌ را اقتصادی‌ مختلط‌ می‌دانم‌!“. ایشان با چنین برداشت حداقلی از اقتصاد اسلام و اعتقاد به اینکه حتماً باید با چیزی دیگر ممزوج شود، تحت تاثیر شدید درس‌خوانده‌های اقتصاد سرمایه‌داری غرب، فعالیت‌های خود را آغاز می‌کند.

در ژاپن بعد از جنگ گفته شد چون ما خسارت دیده‌ایم باید بجای روزی ۸ ساعت روزی ۱۲ ساعت کار کنیم اما جناب آقای هاشمی در اولین اقدام خود به صراحت در ۱۸ آبان ۱۳۶۹ در خطبه اول نماز جمعه تهران می‌گوید: “اظهار فقر و بیچارگی کافی است و این رفتارهای “درویش مسلکانه” وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است، زمان آن رسیده است که مسئولین به “مانور تجمل” روی آورند!” و متاسفانه جریان عظیم مانور تجملات گرایی را به راه می‌اندازند.

بر اساس همین مبنای فکری مریض، بجای اینکه از پتانسیل قوی مردمی که از جنگ، سخت‌کوشی و قناعت را آموخته بودند جهت بازسازی و سخت‌کوشی و تلاش اقتصادی استفاده شود، آنها را به تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی سوق می‌دهند و نه تنها مردم که بلکه تاکید بر تجمل‌گرایی مسولان حتی در نماز‌جمعه می‌شود! و به این ترتیب خشت اول به فجیع‌ترین شکل ممکن، کج ! بنا نهاده شد.

در اقدام دوم ایشان با همان نگاه حداقلی و به ظاهرا “اقتصاد اسلامی مختلط” اما در باطن شیفته‌ی اقتصاد سرمایه‌داری غرب و در حالی که افکار جامعه را آماده کرده بودند به سراغ سرمایه‌های جامعه می‌روند و به شدت تلاش می‌کنند تا هر طور شده ولو حتی بدون عضویت، نسخه‌های تجویز شده توسط صندوق بین المللی پول را به اجرا بگذارند. سیاست تعدیل اقتصادی!
در این میان تنها یک روزنامه به اسم “بیان” بود که به این نوع کپی‌برداری‌های ناقص و غیربومی شده و بدتر از همه مختلط از اقتصاد لیبرالی انتقاد می‌کرد که با خفه کردن صدای آن توسط دولت، همه چیز آماده شد تا این سیاست‌های تجویزی صندوق بین المللی از سال‌های ۷۱ و ۷۲ به کار گذاشته شود.(+).

مصلحان می‌گفتند نمی‌شود فرهنگ، گفتمان و سیاست ما اسلامی باشد ولی اقتصادمان لیبرالی. این مظروف، در این ظرف فاجعه می‌آفریند! ولی همه کاره دولت بود و طرح خود را به اجرا گذاشت! و هیچ چیز جلو‌دار آن نبود تا اینکه سرش به سنگ خورد! رسیدن نرخ تورم به مرز وحشتناک ۴۹درصد و بحران‌های اقتصادی در سال ۷۳ و ۷۴ باعث شد مردم در اراک، اسلام‌شهر و حتی مشهد دست به شورش بزنند!

دولت از ترس مسائل امنیتی اندکی از فعالیت‌ خود کم کرد اما چه فایده؟ کار از کار گذشته بود و علاوه بر هرز رفتن فرصت طلایی پتانسیل بعد از جنگ و نیز بنا نهادن خشت کج،  هشت سال اقتصاد کاپیتالیسمی ِ غیر بومی شده‌‌ی ناقص و وصله پینه دار  به جامعه تزریق شد(+).

پس از آن نوبت به دولت اصلاحات رسید. حتی اگر علی‌رغم واقعیت(+) بخواهیم بپذیریم که آقای خاتمی دغدغه و برنامه‌ی خاص اقتصادی داشته، باید بگوییم که ایشان نمی‌توانستند و یا بهتر بگوییم نیازی نداشتند برنامه‌ایی بجز ادامه‌ی سیاست‌های اقتصادی لیبرالی آقای هاشمی را دنبال کنند! اولا به این دلیل که دولت اصلاحات در ادامه‌ی عملکرد دولت سازندگی بود(+) در ثانی ریل دولت آقای خاتمی از قبل توسط دولت آقای هاشمی رفسنجانی گذاشته شده بود(+) ،  و در ثالث  سه اصل کاپیتالیسم، لیربالیسیم و سکولاریسم با هم هستند و آقای خاتمی نیازی به تغییر سیاست‌ اقتصادی هم نداشت(+)!

و هشت سال دیگر هم هر چند توجه از قشر بالای جامعه به خواسته‌های سیاسی قشر متوسط رسید، اما به هیچ عنوان وَقعی به قشر عظیم مستضعف و فقیر جامعه نهاده نشد، چرا که اساساً بجز کسانی که آرمان‌های انقلاب را می‌خواهند پیاده کنند نیازی به قشر مستضعف و اجرای درست عدالت اجتماعی ندارند!

و اینجا بود که در سال ۸۴ با اقبال گسترده‌ی مردم و نیاز مردم، دولت دکتر احمدی‌نژاد بر سر کار آمد که هدف‌گذاری اصلی اقتصادی آن نه پیاده سازی نسخه‌های اقتصاد سرمایه‌داری که بلکه توجه به محرومین و مستضعفین جامعه بود. هر چند کار بسیار دشواری بود تغییر در نظامی که ۱۶ سال نهادینه شده بود و مواجهه با افراد فراوانی که سر در آخور آن داشتند!، اما دولت موفقیت‌های مهمی به دست آورد. (الان یکی از دوستان کامنت می‌زاره می‌گه اختلاس رو می‌گی؟) اما مهم‌تر از موفقیت‌ها، جهت‌گیری کلی دولت است.

اگر به خاطر داشته باشید ره‌بر انقلاب در نماز‌جمعه‌ی ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ هم فرمودند (+) :
“من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‌نظر دارم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ى مسائل خارجى اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ى نحوه‌ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‌نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‌نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.”

برای مطالعه‌ی تخصصی‌تر در این‌باره اینجا(+) را بخوانید.

هاشمی رفسنجانی از “پانه‌تا” یا “پانه‌تا” از هاشمی رفسنجانی ؟!

شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۰ دسته دستگیری فائزه هاشمی, سیاست خارجی, لبخند امیرعلی‌‌ | ۷۳ دیدگاه »

پری‌روز: سایت بی‌بی‌سی فارسی بخشی از اظهارات “لئونل پانه‌تا” (Leon E. Panetta) وزیر تازه وارد وزارت دفاع ایالات متحده در مصاحبه با شبکه‌ی پی‌بی‌اس را باز‌نشر داد، که در آن‌جا گفته بود: “به نظر می رسد در ایران انقلابی دیگر در راه است و تنها به زمان نیاز دارد!” (+)

دیروز: سایت آقای هاشمی رفسنجانی بدون هیج‌گونه مناسبتی نامه‌ی ایشان، منتشره در دو سال قبل، که چراغ سبز به بی‌قانونی و اغتشاش محسوب می‌شود را دوباره بازنشر داد! نامه ایی که در آن پیش‌بینی انفجار آتش‌فشان‌های تغذیه شده از درون سینه‌های داغ‌دار (بخوانید انقلاب دوباره)، شده بود. (+)

امروز: من هم دیدم همه در حال بازنشر دادن هستند، گفتم جمله‌ ایی از آقای هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه‌ی چند سال قبل را بازنشر کنم. ایشان در آن جمله‌ی معروف گفته بودند: “غربی‌ها مسائل ایران را مثل گاو تحلیل می‌کنند! “

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱)
مودبانه یا غیرمودبانه بودن این جمله به من ربطی ندارد از آقای هاشمی علت‌ بیانش را بپرسید، نه! نپرسید، فکر نکنم فایده‌ایی داشته باشد. چون ایشان ظاهراً حتی اعتقادی به آداب اولیه‌ایی مثل سلام کردن هم ندارندّ! (+)

۲) بیش از دوازده هزار و چهل و پنج روز است که هر مسولی در ایالات متحده امریکا بر سر کار آمده وعده‌ی سرنگونی جمهوری اسلامی را می‌دهد و می‌افزاید که این امر قطعی‌ست، تنها به مقداری زمان نیاز دارد! این داستان همچنان ادامه دارد، فقط نمی‌دانم ما زیادی عجول هستیم یا ۳۳ سال وعده و وعید زمان زیادی نیست…

۳) هر کسی دو خط سواد امنیتی داشته باشد، می‌داند بستن جلیقه‌ی ضدگلوله به این تابلویی توسط محافظان آقای هاشمی در روز قدسِ امسال هیچ ارتباطی به مثلاً مقابله با ترور ایشان ندارد و صرفاً عملی تهدید آمیز است برای جلوگیری از بروز واکنش‌های مردمی نسبت به آقای هاشمی! پیشنهاد می‌شود جناب آقای هاشمی، از این میزان محبوبت مردمی‌شان(!) استفاده کرده و بجای هم‌کاری با وزیردفاع ایالات متحده، فکری به حال دوست عزیز‌شان جناب آقای موسوی که ۲۰۱ روز است محبوس شده بنمایند، چون ظاهراً از این آتشفشان‌هایی که ایشان در نامه‌شان ذکر کرده‌اند بخاری برنمی‌خیزد. (+) یا (+)

۴) بسیار دوست دارم علت سکوت رسانه‌های اصولگرا مقابل این حرکت را بدانم. خوب، حدس می‌زنم مشغول نبرد با جریان انحرافی هستند. لطفاً بپایند در نبرد با دشمن فرضی شکست نخورندِّ!

صفحه 1 از 3123