وکیلانه » وحید یامین پور
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها وحید یامین پور

آبروی انسان ها مثل خون شهدا محترم است

ژانویه 20th, 2015 دسته اجتماعی, جنگ و جبهه, درون گفتمانی, سایبر نوشت | 7 دیدگاه »
کلیپی از یک سخنرانی اقای سعید قاسمی به دستِ دوستی رسیده که به نظرش در این کلیپ به مردم دزفول توهین شده است. دوستِ وبلاگ نویس دست به قلم شده و در مظلومیت شهدا و مردم دزفول مطلبی می نویسد. (+)
صبح، منِ مخاطب مطلب را می خوانم. با پیش زمینه ای که از آقای قاسمی در ذهن دارم (منتقدش هستم). فوری ناراحت می شوم که با همه بله با ما دزفولی ها هم بله؟ پلاسم را باز می کنم که نقد تندی همراه با نیشی به ماجرای وعده ی تراشیدن ریشش بنویسم. احتمالاً “لایک” بالایی هم می گیرد. اما یک لحظه دست نگه می دارم. بگذار منبع حرف را بخوانم.
خدا را شکر. منبع نوشتاری نیست. آخر یک زمانی می گفتیم فقط به خواندن تیترها اکتفا نکنید چون برخی خبرگزاری ها تیتر و متن خبرشان صددرصد متناقض است. حالا به نوشتار هم نمی شود اعتماد کرد. بس که اسلامی است فضای رسانه ای مملکتمان.
خوشبختانه دوستِ وبلاگ نویس دو دقیقه ی مورد نظر از کلیپ را قرار داده. (+) دانلود می کنم. همینطور که پلاسم برای شلیک باز است، گوشه ی مانیتور کلیپ را پخش می کنم. منتظر لحظه ی توهینم. اما خبری نیست. آقای قاسمی دارد از مضرّرات توافق (احتمالاً هسته ای) با ارجاع به پذیرش قطعنامه در جنگ می گوید. انتهای کلیپ می گوید: 
“معروف است در اندیمشک و در دزفول، مردم لباس آورده بودند و به نظامی ها نشان می دادند و می گفتند : سلاحت را بده و لباس بگیر . بگذار هر کس می خواهد ناراحت بشود ، ناراحت شود. این تاریخ ماست.”
سلاحم را غلاف می کنم. (شما بخوان پلاسم را می بندم). نظرِ دوستمان محترم اما من هرچه زیر و رو می کنم نه تنها توهینی از این کلیپ برداشت نمی کنم بلکه فکر می کنم این مدحِ مردم دزفول است که به سربازان فراری می گفتند: لباس بگیر سلاح ت را بده ما بجنگیم.
خیالم راحت می شود. نه از اینکه کسی به مردم دزفول توهین نکرده. از اینکه نزدیک بود حرفِ بی خودی بزنم. ادامه ی وبگردیم را می دهم. ء! فلان سایت خبری هم مطلب را کار کرده. “سخنان شرم آور سعید قاسمی درباره مردم دزفول“. از روی آن می گذرم. دو دقیقه ی بعد سایت دیگری مطلب را با تیتر آتشین تری کار می کند.  در کامنت های سایت هم بساط همه چیز به راه هست! (موضعگیری سایت نسبت به کلیت ماجرای دفاع مقدس به کنار، نگران مردم جنگ زده شده!) دیگر نمی شود سکوت کرد. چون یقیناً تا شب سیل پیام ها در واتس آپ و وایبر به راه می افتد که چه نشسته اید که دزفول را “پُکنیدن!!” (تقلا نکنید. کلمه دزفولی است نمی توانید بخوانید. معادلِ اگزجره شده ی ترکاندن)
 
حالا! حرفم روی این نیست که آقای قاسمی توهینی کرده یا خیر. به هر حال هرکسی می تواند از حرفهای دیگران برداشت خودش را داشته باشد. سوالم این است که ما حق داریم به بهانه ی دفاع از شهدا شمشیر برداریم و بر فرق هرکسی خواستیم بزنیم؟ آنهم در جایی که شک وجود دارد؟ لااقل دیگرانی این برداشت را نداشته اند و نوشته اند که این برداشت را نداشته ایم: (مجید بذرافکن) . (وحید یامین پور)
سخن من این است که چرا به راحتی، یا با عدم سخت گیری دست به قلم می شویم؟ چون آنطرفِ قصه خون شهدا و مقاومت مردم است؟ مگر خونِ شهدا محترم تر از آبروی انسان هاست؟ قطعاً خیر. اساساً شهدا عظائم ما هستند چون برای دفاع از همین آموزه های اخلاقی جانِ عزیزشان را فدا کرده اند.
شما اگر یک اسلحه در دست داشته باشید، برای شلیک به یک قاتل هم قدری تامل می کنید،  پس چرا با دقتِ بیشتری از سلاح قلممان استفاده نمی‌کنیم؟ بخصوص سلاحِ قلمی که این روزها وقتی شلیک کردی خود به خود روی رگبارِ شبکه های اجتماعی می رود.
گمان نمی کنم در فردای قیامت، انگیزه ی شرافت مندانه ی دفاع از خونِ شهدا، به عنوانِ عامل موجهه ی هتک آبروی مومن پذیرفته شود.
 بانوانِ دزفولی را در حال شستن پتوی رزمندگان

بانوانِ دزفولی در حال شستن پتوی رزمندگان

وحید جان ! دستگیری کارگردان جنجالی شایسته‌ی تقدیر بود نه تقبیح

آوریل 20th, 2011 دسته سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | 44 دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

خبر کوتاه است : کارگردان مستند جنجالی “ظهور بسیار نزدیک است” دستگیر شد.
صرف انتشار همین خبر و اقدام شایسته‌ی قوه‌ی قضاییه، کافی بود تا برای تشکر از  مسوولین این قوه‌، وجیزه‌ای نوشته شود. چرا که این کار در واقع لبیکی بود به دغدغه‌ی مراجع اعظام تقلید و همچنین ضرب شستی به کسانی که دانسته یا ندانسته با مقدس‌ترین اعتقادات مردم بازی می کنند.
و امیدوارم این کار، درس عبرتی باشد تا همگان بدانند خطوط قرمز اعتقادی، موضوعی  نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت. توجه به روایاتی که تاکید موکد بر تکذیب تعیین‌کنندگان وقت برای ظهور دارند،‌ضرورت این اقدام بجای قوه‌ی قضاییه را نمایان‌تر می‌کند.
اما آن چیزی که مرا بر‌آن داشت تا این سطور را نگارش کنم واکنش شتابزده و سراسر اشتباه برخی از دوستان بخصوص برادر عزیزم “وحید یامین‌پور” به این خبر بود که نشان از وجود یک مبنایی می‌داد که به غلط در افکار دوستان حزب اللهی جا افتاده . تفکر مغلطه‌آمیزی که می‌گوید : چون دیگران مرتکب جرم شده‌‌اند و با آنها برخوردی صورت نگرفته، پس اگر یک حزب اللهی با دغدغه‌های انقلابی مرتکب خطایی شد، با او نیز نباید هیچ برخوردی صورت بپذیرد!
در همین خصوص چند نکته به ذهنم می‌رسد :‌

1) اگر کسی بجز وحیدعزیز این حرف را می‌زد، شاید از او پذیرفتنی بود اما حقوقدان جوان ما که با مبانی حقوق آشنایی کامل دارد،‌ قطعا باید بدانند که همه در برابر قانون برابر هستند حتی امام معصوم. فلذا متهم جدای از شخصیتش مورد تعقیب قرار می‌گیرد و نهایتا اگر اهداف خیر‌خواهانه در او به اثبات رسید در برخی جرائم می‌تواند و یا باید از کیفیات مخففه‌ قضایی یا قانونی برخوردار شود و این امر ربطی به حزب‌اللهی بودن یا نبودن هم ندارد.

2) گفته شده که چرا با بازیگران سینما و شرکت کنندگان در پارتی‌ها و سینما‌گران غرب زده و آقازاده ها برخورد نمی‌شود. من هم معتقدم که باید با هر کسی که قانون را زیر پا می‌گذارد برخورد صورت بگیرد اما قبل از آن معتقد به ضرورت برخورد بیشتر با کسانی هستم که به اسم دین مرتکب خطا می‌شوند!  دوستان اهل تفکر قطعا واقف هستند که خطای فلان بازیگر که بلوتوثش در گوشی هر جوانی پیدا می‌شود بسیار متفاوت است با کسی که با ترویج غلط مبانی ظهور به اعتقادات ضربه می‌زند!
ایکاش جناب یامین‌پور که خود اهل رسانه هستند، قبل از نوشتن این مطلب سری به سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی و تلوزیونی معاند نظام می‌زدند تا ببنید که از العربیه گرفته تا بالاترین و جرس و کلمه با استناد به این مستند با دمشان چه گردویی علیه نظام می‌شکنند!
ایکاش وحید عزیز از دوستانش که در امر ساخت این مستند بودند می‌پرسید، چرا ساخت این چنین کاری را زیر نظر یکی از موسسات معتبر مهدوی، انجام نداده‌اند؟ و یا این اثر را قبل از عرضه‌ی غیر‌قانونی، به کدام عالم دینی ارائه داده و از ایشان اجازه گرفته‌اند؟ اساسا مجوز وزارت ارشاد دوستان ایشان کجاست؟ آیا به صرف اینکه کسی انگیزه‌ی خیر خواهانه دارد ، می‌تواند وارد عرصه‌ی مهم مفاهیم مهدوی آنهم در سطح اثر گذاری مثل این سی‌دی باشد؟ آیا عقل سلیم می‌پذیرد که از فردا در هر گوشه‌ی کشور چند بچه‌ مسجدی و طلبه بدون اذن، کنار هم نشسته و اثر تولید کنند؟
یعنی می‌خواهم عرض کنم ،بجهت جلوگیری از رواج این امور،  اگر بنای بر برخوردی هم باشد، برخورد با کسانی که موجب وهن جایگاه دین می‌شوند بنا به حکم عقل ضرورت بیشتری دارد.

3) حالا که حرف از برخی مصادیق شد ،‌خوب است این را هم ذکر کنم که در خصوص تهمینه‌ی میلانی و اظهاراتش در برنامه‌ی هفت حرف‌های زیادی هست.
اما نظر شخصی بنده بر خلاف دوستان نه برخورد با این کارگردان است و نه تعطیلی برنامه‌ی هفت و نه حتی گیر دادن به مدیران سیما که چرا پخش زنده را در اختیار آنها گذاشته‌اید چرا که این را پاک کردن صورت مساله می‌دانم. تا وقتی که ما منطق داریم، چرا سکوت و یا بایکوت؟
راه حل به نظر بنده ادامه‌ی همین نوع برنامه‌ها و میدان دادن به همه‌ی کسانی است که خیال می‌کنند حرفی برای گفتن دارند امـــــــا درست در برابر آن دعوت از نیروهای ارزشی است که می‌توانند به خوبی پاسخ به شبهات مطرح شده داشته باشند! که البته بهترین میدان آن “دیروز-امروز-فردا” بود که دیگر نیست.

4)‌ یامین‌پور عزیز در همان نوشته، مرتکب ظلم دیگری هم به دوستان حزب‌اللهی شده. ایشان عمل جوانان شیرازی معترض به زمین خواری  و طلبه‌ی سیرجانی  را با کارگردان مستند جنجالی  و نیز دیگر جریانات به اشتباه رفته‌ی اخیر،  یکی دانسته و برای همه نسخه‌ی واحد می‌پیچند.
حال آنکه  طلبه‌ی عدالت خواه سیرجانی و دوستانشان مورد تشویق مستقیم مقام معظم رهبری قرار گرفته‌اند و با دستور ایشان آزاد شده‌اند  در صورتی که کارگردان فوق‌الذکر ، مورد اعتراض علما و متدینین است و خود مراجع محترم از قوه‌ی قضاییه دستگیری ایشان را طلب نموده‌اند! و اشتباه ارتکابی سایر موارد ذکر شده هم که واضح است.

5) از دیگر موارد اشتباه یامین‌پور که باز فکر می‌کنم کلاً بر اساس فکر اشتباهی است که در ذهن برخی دوستان شکل گرفته، جفایی است که در آن نوشته در حق مراجع محترم تقلید شده.
نمی‌دانم وحید یامین‌پور چگونه اینهمه واکنش علما در قبال افسادات دولت اصلاحات را براحتی نمی‌بیند و به گونه‌ای جلوه‌ می‌دهد که انگار امروز هم هر کسی نزد علما رفته و مقداری برای آنها گزارش بدهد، آنها هم فوراً واکنش نشان می‌دهند و اساساً‌ انگار اراده‌ای از خود ندارند و بر همین اساس در واکنش مراجع به این سی‌دی هم تشکیک ایجاد می‌کند. در حالی که همگان آگاهی دارند که عالمان بزرگی همچون آیت‌الله مکارم، بر اساس وظیفه‌ی دینی خود همیشه در صحنه بوده‌اند بدون اینکه کسی ایشان را تحریک (!!!) کند.

6)
سوال بزرگ دیگری در ذهن من است و آن اینکه چرا عدم توجه به فرمایشات علما در دولت‌، اینهمه مورد انتقاد واقع می‌شود اما درست در نقطه‌ی مقابل وقتی یک قوه‌ی دیگر به دغدغه‌ی مراجع تقلید لبیک می‌گوید بجای تقدیر، نقد می‌شود! آیا این استفاده‌ی ابزاری از اسم علما نیست؟ آیا این وجود رگه‌هایی از حب و بعض شخصی در اظهار نظرات را نمی‌رساند؟

و در آخر می‌خواهم بگویم یامین‌پور دوست‌داشتنی !
جای خالی سوالات بعد از 12 شب شما در برنامه‌ی دیروز امروز فردا به خوبی احساس می‌شود و صدا و سیمای امروز ما سخت محتاج جوانان متفکری همچون توست و در ظلمی که به حق شما شده هیچ شکی نمی‌باشد اما بنا نیست همه چیز شبیه هم انگاشته شود. حزب الله به قدر کافی مظلوم است ، نیازی نیست برای اثبات مظلومیت آن هر جریانی را حزب‌اللهی پنداشت!‍

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در متن وبلاگ “کیستی‌ما” چیزی نوشته نشده اما بازنشر این مطلب در فارس و رجا، حاوی فرمایشاتی از مقام معظم رهبری است مبنی بر دفاع از حقوق مستضعفین و حزب اللهی ها در قوه قضاییه.
به شدت متعجبم از این خلط مبحث و سوء برداشت از بیانات معظم له. کاملا واضح است که این فرمایشات نه برا‌ی آنهاست که کار غیر‌قانونی انجام می‌دهند بلکه  در خصوص کسانی است که همچون طلبه‌ی سیرجانی ، بدون انجام عمل غیر‌قانونی گرفتار قانون شده‌اند واِلا آنکس که حریم قانون را پایمال می‌کند هیچ بهره‌ایی از این فرمایشات ندارد چرا که مولا فرمود : ”آنکس بسیجی‌تر است که مقررات را بیشتر رعایت می‌کند!“