وکیلانه » پلاس ساپورت
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها پلاس ساپورت

خطرناک تر از ساپورت

شهریور ۶ام, ۱۳۹۲ دسته اجتماعی, انقلاب اسلامی | ۱۷ دیدگاه »

چند وقتی است در شبکه‌های اجتماعی بحثی به وجود آمده در مورد یک پوشش در اماکن عمومی که قبل از این وجود نداشت. در خصوص این بحث‌ها چند نکته به ذهن‌م می‌رسد:

# به نظرم اولین کسی که بحث ساپورت را مطرح کرد، قابل احترام هست و حتی قابل تقدیر. فقط و فقط به خاطر اینکه شهامت و جسارت حرف زدن درباره موضوعی را داشت که خیلی ها به آن  فکر میکردند ولی به هر دلیلی جرات بیانش رو نداشتن یا دلشان نمی‌خواست درباره آن حرف بزنند. این از این.

# اگر کسی به حجاب اعتقاد ندارد که هیچ، اما اگر کسی به حجاب اعتقاد دارد آیا حق دارد درباره یک پوششِ کاملا مُحرک که تا کنون استفاده نمی‌شده نظرش را بدهد و نگران باشد یا خیر؟ 
تعارف هم که نداریم، در موضوع مطروحه، بحث پوشش و عدم پوشش نیست، بحث تحریک کنندگی هست. به شخصه هم نمیتوانم باور کنم کسی که  از این پوشش در مکان های عمومی استفاده می‌کند به محرک بودنش نظر ندارد. (این حرف کلیت داره نه عمومیت) 
حالا سخن من روی بد و خوب بودن این پوشش نیست.  حرفم روی نحوه‌ی مواجه با کسانی هست که نگرانی دارند درباره یک پوششی که در جامعه ما مُحرک محسوب میشود. روی نحوه‌ی مواجهه با کسانی است که نگرانی دارند بابت یک اتفاق جدید در جامعه. حرفم روی کسانی است که به راحتی به یک جوان متاهل تهمت میزنند که فتیش فلان دارد، دیگری به راحتی می‌گوید فلانی مریض جنسی است!، آن دیگری را هم نگرانی دیگری را ریشر می‌کند روی‌ش نوت می‌زد: “اینا چقدر هیزن!”. 

و بدتر از همه افرادی هستند که موضوع را جوری جلوه میدن که انگار کسانی که نگرانی دارند بابت این پوشش، تنها دغدغه‌ی زندگیشون همینه! و مثلا کنار خیابان ایستاده‌اند و ملت را دید میزنند بعد بلافاصله می‌آیند شبکه‌های اجتماعی درباره مثلا پوشش نظر میدهند و همه ی زندگیشان ساپورت است و نسبت به گرانی و فلان و فلان بی‌تفاوتند! در حالی که اینچنین نیست. در همین اروپا یک خانوم نماینده، با شلوار جین رفت مجلس کلی دربار‌ه‌اش بحث شد. چون یک پوشش جدید برای یک مکان جدید بود، پس حرف زدن درباره یک پوشش جدید در جامعه طبیعی هست. اما چه شده که ما نمی‌توانیم با همدیگر در مورد  موضوعی حرف بزنیم بدون این‌که بخواهیم با تهمت زدن خشتکِ طرف مقابل را روی صورت‌ش بکشیم و خفه‌اش کنیم؟
ابن نحوه‌ی برخورد به وسیله‌ی انگ زدن دیکتاتوری محض است، یک روش فاشیستی‌ست برای خفه کردن دیگران.
و ما باید این روش را مهار کنیم چرا که در مسایل سیاسی هم در  همین دوماه برخی‌ها  نشان داده‌اند نحوه برخورد با مخالفین‌، استفاده از همین روش فاشیستی انگ زدن هست و بعد بایکوت کردن. شما روزانه مرور کنید روزنامه های مدعی اعتدال را که فقط در نیم تای صفحه اول‌شان چند بار از لفظ “افراطیون” استفاده میکنند و مدعی اعتدال می‌شوند؟ اعتدال نه به مثابه یک اعتقاد بلکه به عنوان یک حربه برای خفه کردن هرکسی که به او “افراطی” می‌گویند. در همین قضیه‌ی مجلس با مخالفین وزرا که از حق قانونی‌شان برای مخالفت استفاده کرده بودند چه کردند؟‌ جنابِ‌ آقای روحانی که مدعی بود داس ندارد کلید دارد، با مسولان قبلی چه کرد؟‌ 
به نظرم مفصلتر درباره این نحوه برخود باید بنویسیم و تا دیر نشده باید این روشِ زشت افشا شود و اِلا خفقانِ انتفاد در دولت اصلاحات تکرار خواهد شد. 

کامنت‌های ذیل همین مطلب در گوگل‌پلاس (+)