وکیلانه » کروبی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها کروبی

افکار سبزها خنده‌دارتر است یا جوک‌های راجع به سن آقای جنتی؟!

نوامبر 16th, 2011 دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت | 53 دیدگاه »

دنیای عجیبی است؛ خیلی عجیب!

انگار قرار است هر کسی بیشتر ادعای "چیزی" را دارد، بیشتر از دیگران هم در جهت نقیض همان "چیز" گام بردارد. مدعیان دین‌داری، بیشتر از همه بی‌دینی می‌کنند. مدعیان آزادی بیان، بیشتر از همه خفه می‌کنند. مدعیان راست‌گویی، بیشتر از همه دروغ می‌گویند. مدعیان قانون‌مداری، بیشتر از همه بی‌قانونی می‌کنند. مدعیان آزادی، بیشتر از همه محصور می‌کنند. .مدعیان حقوق بشر، بیشتر از همه جنایت می‌کنند(+) و مدعیان "ادب مرد به ز دولت او" بیشتر از همه بی‌ادبی! و مدعیان صداقت، بیشتر از همه فریب می‌دهند و مدعیان احترام به شعور مخاطب، بیشتر از همه سفسطه.

مدت‌ها بود می‌خواستم راجع به بی‌ادبی‌های سخیفی که راجع به سن آقای جنتی رواج پیدا کرده بنویسم، اما هربار با خودم می‌گفتم شاید طبیعی باشد گروهی در جامعه حد و مرز اخلاق نشناسند و برای خندیدن دست به هر مستمسکی بزنند. اما اخیراً متاسفانه این موضوع از حدِ "یک گروه خاص" فراتر رفته و کسانی که مدعی تفکر در بین سبزها هستند، علاوه بر طعنه و متلک زدن، حالا دیگر به راحتی و به صورت مستقیم در خصوص این موضوع جوک می‌نویسند و انگار نه انگار این یک عمل سخیف و زشت است!

می‌دانم آقایان فوق‌الذکر، اصالتاً حقد و کینه‌ی خاصی نسبت به شورای نگهبان قانون اساسی دارند(+)، خوب طبیعی هم هست چون این شورا نگهبان چیزی است که آقایان می‌خواستند آنرا بشکنند! اما برای کسانی که مدعی اخلاق و ادب هستند بسیار زشت است کینه‌ی خویش را به شکل اهانت بروز دهند. من می‌توانم درک کنم کسانی را که به شورای نگهبان انتقاد دارند، حتی می‌توانم بفهمم کسانی را که نسبت به موجودیت این نهاد حرف دارند و حتی‌تر درک می‌کنم افرادی را که حرف خود را در قالب طنز و نه هجو بیان می‌کنند ولی به هیچ عنوان نمی‌فهمم کسانی را که حرف خود را در قالب تمسخر سن کسی بیان می‌کنند!

اصلاً کاری به قبح این کار در اسلام ندارم، بدیهی بودن زشتی این امر نزد اخلاق و انسانیت هم به کنار. اما هر چه که نباشد، شما لااقل ایرانی که هستید؟‌ نزد ما ایرانی‌ها ریش سفیدی و سن زیاد مبنای احترام و عزت است، نه تمسخر. پس اگر دین و اخلاق ندارید، لااقل کمی ایرانی باشید!

البته به نظر من به پیروان جنبش سبز نمی‌توان زیاد ایراد گرفت وقتی که رهبران آنها، یعنی آقایان موسوی و کروبی خود پایه‌گذار این بدعت زشت بودند.  آنجا که در یکی از نامه‌های سرگشاده‌ی دونفره‌ی خود راجع به آقای جنتی به صراحت نوشتند: "این مرد کهن سال که از آغاز تأسیس مجلس و شورای نگهبان لاینقطع مسئول بوده و قریب به بیست سال است که دبیر شورای نگهبان است و گویا کهولت سن نه تنها قوای روحی و جسمیش را به تحلیل برده بلکه قوه ادراک و ذهنی اش را هم مختل کرده است."!!!

و البته جالب اینکه، کسانی دائماً‌ به شورای نگهبان و اعضای آن اهانت می‌کنند که در متن منشور جنبش‌شان بارها به لایتغیر بودن خواسته‌ی"اجرای بدون تنازل قانون اساسی" اشاره شده و ذکرِ "اجرای بدون تنازل قانون اساسی" از دهانشان نمی‌افتد و آنرا مهم‌ترین خواسته‌ی خود می‌نامند. کسانی که بچه‌گانه صرفاً به خاطر یکی از اصول، دم از اجرای بدون تنازل قانونی می‌زنند که به طور قطع به دو مبنا از سه مبنای غیرقابل تغییر آن یعنی "براساس اسلام بودن" و "ولایی بودن"، هیچ اعتقادی ندارند. و به تحقیق با بیشتر از 80 اصل از یکصدوهفتادو هفت اصل آن مشکل جدی دارند!

به تحقیق شورای نگهبان قانون اساسی، از اولین نهاد‌های انقلاب است که زودتر از همه، هجمه به آن آغاز شد و شاید به همین دلیل بود که سال‌ها قبل امامِ امت در لابلای بیانات مهم خود راجع به شورای نگهبان(+)، خطاب به اعضای آن فرموده بودند:
"…..از تحمل زحمات و رنجهاي شما تشكر مي كنم . شما توقع نداشته باشيد كه مورد اهانت واقع نشويد. همه مي دانيد تا كسي كاري انجام ندهد كسي به او توهين نمي كند.توهين براي كساني است كه مي خواهند زنده باشند. هيچ كدام از ما نبايد انتظار تعريف راداشته باشيم . بايد به حكم خدا عمل كنيم و به اين هم كاري نداشته باشيم كه چه كسي ازاين كاري كه براي خدا مي كنيم خوشش مي آيد و يا چه كسي بدش مي آيد."

توهمی به نام فتنه ی عظیم جریان انحرافی

مه 29th, 2011 دسته انقلاب‌های خاورمیانه, وقایع اتفاقیه | 98 دیدگاه »

بدین وسیله اینجانب؛ از تمامی عمارها؛ دلسوزان؛ مرتبطین با بروبچز بالا؛ با بصیرتان و اساتید محترم خواهشمندم در جهت امر مهم و حیاتی روشنگری؛ به چند سوال ذیل که توسط شخص بی بصیرت و از همه جا بی خبری تهیه شده پاسخ دهند و جمعی را از ورطه ی هلاک بار ضلالت خارج نمایند.
بدیهی است پیشاپیش خودم به خودم لقب ننگین “مشایی چی” بودن را اعطا می نمایم تا از زحمت شما در پاسخ دادن قدری کاسته شود و با فراغ بال به هدایت بنده اهتمام بورزید.
حالا بریم سراغ سوالات؟

1- لطفا با توجه به مفهوم “جریان” که دارای یک عقبه؛ موخره و مقدمه و اساس هست بفرمایید بر اساس کدام ملاک یک نفر که اگر رئیس جمهور دماغش را بگیرد خفه خواهد شد و همه‌ي عمرش تا زماني است كه آقاي احمدي‌نژاد ريئس‌جمهور باشد و بعد از آن تمام خواهد شد؛ را جریان می نامید؟ 

2- با توجه به مفهوم “فتنه” و کلمه ی “عظیم ترین” به فرض “جریان” بودن این گروه ؛ بفرمایید طبق کدام معیار و ملاک آنرا بزرگترین فتنه ی از صدر  اسلام تا کنون می نامید؟

3- آیا اینکه بگوییم رئیس جمهوری که لااقل بخشی از کارهایش مورد حمایت رهبری است سحر شده؛ توهین به رهبر انقلاب هست یا نیست؟

4- لطفا دقیقا بفرمایید مخاطب این جملات رهبر انقلاب کیست؟ ” عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى كه در داخل با مسائل تبليغاتى سر و كار دارند، اين است كه سعى كنند به اين آشفتگى كمك نكنند. اين كه تحليل بگذارند، يكى از آن طرف، يكى از اين طرف، اين عليه آن، آن عليه اين، براى هيچ و پوچ، چه لزومى دارد؟

5- عاقبت احمدی نژاد بنی صدر است” را که اولین بار دلسوزترین فرد انقلاب جناب  هاشمی رفسنجانی گفته بود؛ “بالاخره با روحانیت در خواهد افتاد” را هم که آقای ساکت پیش بینی کرده بود؛ “دولت رمال و جن گیر” را هم که حاج آقای میرحسین موسوی و دیگر ذخایر انقلاب در شب مناظره گوش زد کردند (هرچند رهبر انقلاب که با بچه های بالا در ارتباط نیست صراحتاً آنرا رد کرد)، لطفاً بفرمایید چگونه است که یکی یکی دارد عین پیشبینی های کسانی که در آغوش امریکا به رقص آمده بودند؛ تحقق پیدا می کند؟

6- این یکی را لطفا فرمانده محترم سپاه پاسخ دهند که چگونه حرف دیروز افقه فقها شیخ مهدی کروبی “پول دادن برای خرید رای” امروز از زبان شما شنیده می شود؟ و اگر مدرکی دارید چرا بجای ارائه به مراجع ذی صلاح جهت جلوگیری از شرکت آنها در انتخابات ذهن مردم را مغشوش می کنید؟

7- با توجه به عمق خطری که ذکر می کنید ؛ چرا تا کنون کوچک ترین اشاره ای از سوی رهبر انقلاب مبنی بر لزوم مقابله با این امر صادر نشده و هر چه هم می فرمایند مبنی بر فرعی بودن این مسائل است؟

8- چگونه است که حرف شما تابع النعل بالنعل همان حرف کارشناسان بی بی سی و صدای آمریکاست؟ و چرا صدای شکنجه ی “آیات” در بحرین زیر خروارها حرف سست ِ هیچ و پوچ شما و بی بی سی مدفون می شود؟

9- همانگونه که می دانیم سالهاست بحثی به نام مشایی در کشور جاری است؛ با توجه به اوضاع جهانی و انقلابهایی که تا قلب اروپا پیشرفت کرده؛ چرا این روزها یک هو مشایی می شود فتنه ی عظیم و سراسر وقت نخبگان را به خود اختصاص می دهد؟ و این اصلی کردن معضلی به نام مشایی؛ به نفع کیست؟ و چگونه شد که روزگاری نه چندان دور ؛ آرزوی ما رسانیدن ولو کوچکترین توشه ای به غزه بود؛ ولی  امروز که مرز رفح باز می شود ما در توهم “جریان انحرافی” دست و پا می زنیم؟

10- با توجه به اینکه امریکا با کمک به 32 کشور جهان نتوانست ذره ای به این نظام ضربه بزند؛ آیا خاک بر سر مملکتی که عظیم ترین فتنه اش میخواهد با کمک به “لیلا” و “الناز” و “مهناز” به مقابله با نظام بلند شود ؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
“بيشتر از خيلى از منتقدين، بنده كمبودها را ميدانم؛ منتها راه رفع كمبودها، اين چيزهائى كه تصور ميشود، نيست كه حالا بيا اعلام كن كه مثلاً فلان جا فلان‌جور چه جورى است؛ نه، خيلى چيزها با اعلام درست نميشود، با كار درست ميشود. با حرف درست نميشود؛ حرف، جنجال‌سازىِ تبليغاتى و لفاظى هيچ كمكى به حل مشكلات نميكند
“ایجاد فضاى آشفته‌ى ذهنى با لفاظى‌ها هیچ کمکى به پیشرفت کشور نمیکند. شما تجربه‌ى این پدر پیرتان را در این زمینه داشته باشید …”
“به قول رائج بین جوانها، جوگیر نشوید
. “بحث درست بکنید، بحث منطقى بکنید سخنى را بشنوید، سخنى را بگوئید؛ بعد بنشینید فکر کنید”.”والّا فضاى جنجال درست کردن، همین میشود که دیدید. جنجالِ قبل از انتخابات، بعد از انتخابات، انعکاسش میشود این؛ بخصوص وقتى دست بیگانه هم دخالت دارد.

بیایید کمی به غرب بخندیم :)

آوریل 9th, 2011 دسته انقلاب اسلامی, پاسخ به شبهات, سبك زندگي اميرعلي, سیاست خارجی, ضدانقلاب‌های فراری | 90 دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

قبلا در وبلاگم نوشته بودم که “ دانشگاه و حوزه دیده ام ، گرد جهان دویده ام ، هیج کجا برای من سالن  مسجد نمی شود!” حالا دیشب هم به لطف دور دیدن چشم پیرمرد‌های هیات امنا مسجد (!)، کودک درونمان کمی بیشتر از خیلی؛ فعال شد و افتادیم به جان درخت کُناری که در انتهای مسجد قرار دارد :)
حالا شما را نمی‌دانم ولی از همین تریبون اعتراف می کنم که لااقل 4 بار فقط و فقط به عشق کُنار‌های درختی که در ورودی حسینه‌ی تخریب است، به دوکوهه رفته‌ام. یعنی می‌خوام بگم اینقدر عشق کُنارم! حالا خودتان دیگر تَصور اوضاع و احوال دیشب ما را بکنید، شاید این تصویر که در گرماگرم آن اوضاع گرفته شد به تَصور شما کمک کند؛ البته امیدوارم هیچ کدام از پیرمردهای مسجدمان اهل وبلاگ و وبلاگ خوانی نباشند :)

خوب!‌ حالا دیشب در همان حالی که علیرضا داشت درخت بیچاره را برای افتادن کُنار، به بدترین وضع ممکنه تکان می‌داد،‌اینجانب طبع وبلاگ‌نویسم گُل کرد و چیزهای به ذهنم آمد که گفتم در اینجا بنویسم تا تکانی به درخت خشک شده‌ی غرب داده باشیم. پس بیایید کمی به غرب بخندیم :‌

تفکر غرب‌ کلاً خعیلی (!) خنده دار تشریف دارد و اساسا انگار بر اساس تناقض پایه گذاری شده از جمله :‌

1- برای ما ادعای سواد می‌کنند در حالی که آقاشون انشتین سالها قبل به پرفسور حسابی ما گفته است : “زمانی که پدران من ، همدیگر را می‌خوردند شما در دزفول دانشگاه جندی شاپور را داشته اید!

2- برای ما ادعای دمکراسی می‌کنند در حالی که هنوزم در اکثر قریب به اتفاق کشورهای آنها چیزی به اسم رای مستقیم به رئیس جمهور وجود ندارد و رای به حزب داده می‌شود و حزب انتخاب می‌کند آنهم بیشتر از 200 سال است که رقابت فقط بین دو حزب است !

برای ما ادعای برابری حقوق زن و مرد می‌کنند، در حالی که ما 1400 سال است برای زن حق مالکیت قائل هستیم اما تازه برخی از کشورهای آنها آنهم بعد از سالها مبارزه توانسته‌اند چنین حقی را برای زن به رسمیت بشناسند! البته هنوز هم در امریکا حقوق زن به صرف زن بودن 15 درصد کمتر از مردان است!

علاوه بر هزار و یک بن بست دیگر ، در دینشان که کلاً‌ چیزی به اسم طلاق ندارند و تازه 13 سال است که با تناقضی آشکار در دینشان قانون طلاق را تصویب کرده‌اند. در حالی که ما 1400 سال است منفور‌ترین حلال‌مان برای رهایی از بن بست، طلاق است!

ادعای دفاع از حقوق زن‌شان گوش عالم را کر کرده، در حالی که ایران اسلامی تنها کشوری است که اگر کسی به جسم زن جراحتی وارد کند علاوه بر “دیه” باید “اَرش” یعنی مابه تفاوت نقصان زیبایی او را هم بدهد، در حالی که هنوزم در بسیار از کشورهای آن‌ها زن بدون اذن شوهر حق مراجعه به دادگاه را ندارد!

6- می‌گویند قانون ما مترقی است، در حالی که اگر آنجا پارلمان به هر دلیلی بودجه را دیر تصویب کند، تا زمان تصویب بودجه ، کل کشور تعطیل خواهد شد، اما اینجا برای رفع این مشکل طبق قانون تا تصویب بودجه ، دولت بر اساس زمان مشابه سال قبل کشور را اداره می‌کند!

7- پرزیدنت‌های آنها پولشان از پارو بالا می‌رود  و یکی در میان با س.ک.س و کراک در ارتباط ! و دخترهای زیر 18 سال را از روی هوا تور می‌کنند، بعد رئیس جمهور ما را تمسخر می‌کنند که چرا کاپشن 5 هزار تومنی می‌پوشد!

8- ادعای نظام آموزشی مترقی دارند در حالی تنها کشوری هستند که دانش‌آموزان پسرش بر روی معلم و همکلاسی‌ها هفت‌تیر می‌کشند و 52 درصد دخترانش اولین بار در مدرسه باردار می‌شوند!

9- اووووووووووه بار ادعای دفاع از حقوق بشر می‌کنند ، در حالی که 200 میلیون نفر تنها در دو جنگی که آنها راه انداخته‌اند کشته شده و افتضاحاتشان در گوانتانامو و ابوغریب و افغانستان و عراق و پاکستان و لیبی و بحرین و تونس و مصر و اردن،  عرق شرم بر پیشانی هر انسان عاقلی می‌نشاند!

10- همین حالا به بیش از 18 نقطه از جهان تجاوز نظامی دارند و  اولین و تنها استفاده کننده از بمب اتم هستند آنوقت نگران دستیابی به دانش هسته‌ای توسط ایرانی هستند که در کل طول تاریخش حتی یک‌بار هم به کشور دیگر تجاوز نکرده! و در رتق و فتق منازعات بین المللی شهرت تاریخی دارد.

11ـ (قبلا از ذکر این مورد عذر خواهی می کنم) برای کاهش شدت تجاوزات در مترو، مجبور شده‌اند اماکنی را بصورت مصنوعی و شبیه‌سازی تجاوز در مترو افتتاح کنند ،‌ آنوقت ما را مسخره می‌کنند که چرا در مترو واگن زن از مرد جداست!

12ـ اولین و تنها انقلاب کاملا بدون خشونت را در قرن‌های اخیر ما داشته‌ایم آنوقت برای ما ادعای طراحی انقلاب بدون خشونت می‌کنند!

13- برای ما ادعای NGO هایشان را می‌کنند در حالی گسترده‌ترین و کارآمد‌ترین NGO ی جهان با قریب به 13 میلیون عضو را ما داریم : بسیج!

14- مخترع اکثر مواد مخدر و تمام روان گردان‌ها ، شبکه‌های مستهجن، سایت‌های مخرب و بیماری‌های لاعلاج هستند، آنوقت نگران بهداشت جهانی شده‌اند!

15- تمامی شبکه‌های تروریسیتی در جهان  مستقیما دست پرورده‌ی آنها هستند و در کارنامه‌ی خود فیلم دست‌بوسی از دیوانه‌ای به نام معمر قذافی را دارند، آنوقت برای ما ادعای مبارزه با خشونت می‌کنند!

16ـ بزرگترین مشکل لاینحل کلیساهای آنان، تجاوز روزافزون کشیشان به کودکان است،‌ آنوقت قانون منع ساخت مساجدی را تصویب  می‌کنند که خواستگاه اکثر پدران علوم جهان است!

البته گفتن که نداره، اما همه‌ی اینها در مقابل اینکه چهارمین دانشمند برتر جهان و مغز متفکر ننجون ، از آنهاست ، هیچ است :)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
# قطعاً دوستان با توجه به حوزه‌ی تحصیلی و کاری خود، موارد دیگری هم به ذهنشان می‌رسد که می‌توانند کامنت بفرمایند.

قول ، قول بدهید که نخندید!

فوریه 5th, 2011 دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
شنبه/امیرعلی صفا:

تو نظرت رو درباره‌ی قیام‌های اخیر عربی بگو. ما قول‌ ِ قول میدیم که نخندیم!
جون ننجون قول میدیم.
همه‌ی اینا شاهدن.
بچه ها قول دادید ها !

پ.ن:
از دو حال خارج نیست:
×یا چون شما این دانشمند فارین پالیسی رو اذیتش کردین کلا خودش رو از ما دریغ کرده!

×یا داره  رو یه نظریه‌ی توپ کار می‌کنه، که به زودی به عنوان بمب خنده منتشرش کنه.
والا :)

صفحه 1 از 212